فايجاز القصر و يسمىّ إيجاز البلاغة يكون بتضمين المعانى الكثيرة فى ألفاظ قليلة من غير حذف كقوله تعالى :
« وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ »
فإنّ معناه كثير و لفظه يسير إذا المراد أنّ الانسان إذا علم أنّه متى قتل قتل إمتنع عن القتل و فى ذلك حياته و حياة غيره لأنّ القتل أنفى للقتل .
بنابراين ، ايجاز قصر كه ايجاز بلاغت ناميده مىشود در بر دارنده معانى بسيار و الفاظ اندك است و در آن ، چيزى محذوف نيست . مانند سخن خداى برين :
« وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ »
« 1 » در قصاصكردن براى شما زيستن و حيات هست .
بىشك ، معناى اين سخن ، فراوان و الفاظش اندك است . زيرا مقصود ، اين است كه :
انسان اگر بداند هنگامى كه كسى را بكشد ، كشته مىشود . از كشتن ، خوددارى مىكند و در اين خوددارى هم خودش زنده مىماند و هم ديگران ، زيرا كشتن و قصاصكردن ، بيشتر از هرچيز ديگر آدمكشى را از ميان مىبرد . « 2 »
و بذلك تطول الأعمار و تكثر الذّريّة و يقبل كلّ واحد على ما يعود عليه بالنفع و يتم النظام و يكثر العمران .
هامش
و اگر شخص ، ناگوارى را بر جانش تحميل نكند آنگاه به ستايش زيبا راهى نيست . اين شعر ، فراگيرنده صفات پسنديده چون بخشش ، شجاعت ، فروتنى ، بردبارى ، شكيبايى و تحمل سختيها در راه جستجوى ستايش است . همه اين صفات ، چيزهايى است كه بر نفس ، ناگوار است چون در تحمل اينها سختى و رنج پديد مىآيد .
انگيزه نيكويى و زيبايى شعر ، الفاظ اندك و معانى بسيار آن است . با اينكه از بلاغت و والايى برخوردار است .
احمد امين گفته است : بر شما باد كه سخنان را با ايجاز ، بيان كنيد و ديگرى گفته است : اندك ولى بىنياز كننده بهتر از فراوان و غير درمان كننده است .
( 1 ) . بقره ، 179 .
( 2 ) . جملهء « القتل أنفى للقتل » از عرب ، برگزيده شده است ، أمّا بلاغت اين سخن كجا و بلاغت آيهء شريفه كه به مرز اعجاز رسيده است كجا . آيهء« وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ »بر جملهء « القتل أنفى للقتل » امتيازاتى دارد :
1 - آيهء شريفه ، دو كلمه دارد و آن جمله ، چهار كلمه .
2 - در آيهء شريفه ، تكرار نيست و در آن جمله ، تكرار وجود دارد .
3 - هرقتلى نفى كنندهء قتل نيست ليكن قتلى كه بر اساس قصاص باشد نفى كنندهء قتل هست .
4 - آيهء شريفه ، داراى تركيبى نيكو و هماهنگى توانمندى است كه اين دو با ذوق ، درك مىشود به گونهاى كه اعراب ، نمىتوانند مانند آن را بياورند .