تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
اين‌كه « قال » ى دوم ، جواب سؤال مقدّر است . گويا گفته مىشود : در آن هنگام ، حضرت ابراهيم عليه السّلام چه گفت ؟ آنگاه جواب داده مىشود ، گفت : سلام . همين‌گونه است قصه‌هايى كه در قرآن مجيد ، روايات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و كلام عرب آمده است . 15 -
يهوى الثّناء مبرّز و مقصّر * حب الثناء طبيعة الإنسان
ستايش را پيشتاز و عقب مانده دوست مىدارد دوست داشتن ستايش ، در سرشت انسان است . بين مصراع دوم و مصراع اول ، كمال اتصال است چون مصراع دوم مؤكد مصراع اول است . 16 -
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ .
« 1 » برخى از مردم ، مىگويند : به خدا و به روز واپسين ايمان آورده‌ايم با اين‌كه باور ندارند ، با خدا نيرنگ‌پيشه كرده‌اند . جملهء « يخادعون اللّه » جدا از ماقبلش آورده شده چون بين آنها كمال اتصال هست . زيرا « مخادعه » و نيرنگ‌بازى همان گفتارشان است كه گفتند : « آمنّا » ولى مؤمن نبودند . بنابراين ، « يخادعون اللّه » تاكيد معنوى جملهء پيشين است . 17 -
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً .
« 2 » هنگامى كه آيه‌هاى ما بر او تلاوت مىشود متكبرانه روى بر مىگرداند ، مثل اين‌كه نشنيده است گويا در دو گوشش سنگينى وجود دارد . سه جملهء آخر ، چون داراى كمال اتصال است بر هم عطف نشده است زيرا دو جملهء آخر ، جملهء اول را تأكيد مىكند . 18 -
ألا من يشترى سهرا بنوم * سعيد من يبيت قرير عين
آگاه باشيد چه كسى بيدارى را با خفتن مبادله مىكند خوشبخت كسى است كه شب را سپرى كند ، در حالى كه آسودگى و چشم‌روشنى دارد . مصراع دوم بر مصراع اول عطف نشده است چون بين آن دو ، كمال انقطاع وجود دارد . مصراع اول انشاييه و مصراع دوم خبريه است . 19 -
فآبوا بالرّماح مكسّرات * و ابنا بالسّيوف قد انحنينا
هامش
( 1 ) . بقره ، 9 و 8 . ( 2 ) . لقمان ، 7 .