تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
جواب سؤالى است كه از مصراع نخست پديد آمده گويا كسى مىپرسد كريم با مالش چگونه رفتار مىكند ؟ آنگاه شاعر ، پاسخ مىدهد : « إنّ الكريم . . . » 10 -
نفسى له نفسى الفداء لنفسه * لكنّ بعض المالكين عنيف « 1 »
جانم براى اوست . جانم فداى جانش باد . ليكن برخى از مالكان ، سخت برخورد مىكنند . بين « نفسى له » و « نفسى الفداء » كمال اتصال است براى اين‌كه جملهء دوم تاكيد لفظى آنست . 11 -
ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ
« 2 » اين ، بشر نيست اين ، جز فرشته‌اى بزرگوار نيست . « إن هذا إلّا ملك » تاكيد معنوى « ما هذا بشرا » است . زيرا عادتا و عرفا زمانى كه در ستايش كسى گفته مىشود : اين بشر نيست . يا اين از آدميزاد نيست ، مقصود فرشته بودن اوست پس بين دو جمله ، كمال اتصال وجود دارد . 12 -
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ
« 3 » كارها را تدبير مىكند ، آيات را شرح مىدهد شايد شما به ديدار پروردگارتان باور حتمى پيدا كنيد . بين « يدبّر » و « يفصّل » كمال اتصال وجود دارد براى اين‌كه جملهء دوم بدل بعض از كل است . 13 -
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
« 4 » و از روى هوس سخن نمىگويد ، گفتار او تنها وحى فرود آمده بر اوست آن كس كه تواناييهاى استوار دارد به او آموزش داده است . بين « و ما ينطق عن الهوى » و « إن هو إلّا وحى يوحى » كمال اتصال وجود دارد ، براى اين‌كه جملهء دوم ، تاكيد معنوى جملهء اول است چون اين‌كه از روى هوى نيست . بيان وحى بودن است . 14 -
قالُوا سَلاماً ، قالَ سَلامٌ
« 5 » گفتند : سلام . او پاسخ داد : سلام . بين « قالوا » و « قال » شبه كمال اتصال وجود دارد براى
هامش
( 1 ) . ديوان متنبى با شرح برقوتى ، ج 1 ، ص 448 . ( 2 ) . يوسف ، 31 . ( 3 ) . رعد ، 2 . ( 4 ) . نجم ، 5 . ( 5 ) . هود ، 69 .