آنان با نيزههاى شكسته برگشتند و ما با شمشيرها برگشتيم در حالى كه سر فرود آورده بوديم . بين جمله « فآبوا » و « أبنا » توسط بين كمالين وجود دارد چون هردو خبريه و متناسب است .
20 -
فما الحداثة عن حلم بمانعة * قد يوجد الحلم فى الشبّان و الشّيب « 1 »
جوانى مانع از شكيبايى نيست . شكيب در جوانان و در پيران يافت مىشود .
بين مصراع دوم و مصراع اول ، شبه كمال اتصال وجود دارد زيرا مصراع دوم ، پاسخ سؤال مقدر است .
21 -
يقولون إنّى أحمل الضيّم عندهم * أعوذ بربّى أن يضام نظيرى
مىگويند : من ذلت و ننگ را پيش آنان بر دوش مىكشم به خدايم پناه مىبرم اگر كسى همسان من ذليل گردد . در اين شعر ، « اعوذ » بر ماقبلش عطف نشده همانگونه كه در شعر « نظّن سلمى » ، « أراها » عطف نشده بود . به تعبير ديگر : اگر « أعوذ » بر « يقولون » عطف گردد ، ممكن است كسى گمان كند كه بر « إنّى أحمل » عطف شده و مقول قول است .
22 -
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ .
« 2 »
بىترديد ، كسانى كه كفر پيشه كردهاند بر آنان يكسان است چه آنان را بيم بدهى يا بيم ندهى ، ايمان نمىآورند .
اين آيهء شريفه ، بر ماقبلش عطف نشده با اينكه با آيهء پيش ، به جهت تضاد ، مناسبت دارد . چون آيهء پيشين ، بيان كنندهء حال مؤمنان است و اين آيه ، بيان كننده حال كافران .
در اينجا بيان حال مؤمنان مقصود اصلى نبوده است و به عنوان پيشدرآمدى براى بيان حال كافران آمده است و بين بيان حال مؤمنان و كافران ، مناسبتى كه مقتضى وصل باشد ، وجود ندارد .
23 -
فياموت زر إنّ الحياة ذميمة * و يا نفس جدّى إنّ دهرك هاذل « 3 »
اى مرگ ، به ديدارم بيا بىشك ، زيستن نكوهيده است و اى نفس ، بكوش كه روزگارت شتابان است .
« إنّ الحياة » بر ماقبلش عطف نشده چون پاسخ سؤال مقدر است گويا از او پرسيده
هامش
( 1 ) . ديوان متنبّى با شرح برقوتى ، ج 1 ، ص 117 .
( 2 ) . بقره ، 6 .
( 3 ) . اين شعر ، از ابو العلاء معرّى است .