نيازمند يافت و غنى ساخت .
3 - و قال :
فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى
« 1 »
و اما آنكه ببخشد و پروا پيشه سازد و پاداش نيكوى خداوند را تصديق كند ، ما مؤكدا او را در قلمرو آسانى قرار مىدهيم و آن را كه بخل ورزد و خود را بىنياز داند و پاداش نيكوى خداوندى را دروغ خواند ، ما او را در روند دشوارى مىرانيم .
4 - و قال تعالى :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
« 2 »
مؤكّدا خداوند ، به عدل و داد ، نيكوكارى و خويشاوندنوازى ( بخشش مال به آنها ) فرمان مىدهد و از رفتار زشت و نامطلوب و از تجاوز ، نهى مىكند . او شما را پند مىدهد شايد پذيرفتيد و به ياد افتاديد .
المبحث الثانى فى تعريف المسند أو تنكيره يعرّف المسند :
1 - لإفادة السامع حكما على أمر معلوم عنده بأمر آخر مثله بإحدى طرق التعريف نحو : هذا الخطيب و ذاك نقيب الاشراف
بحث دوم دربارهء معرفه يا نكره آوردن مسند است .
مسند ، معرفه آورده مىشود :
براى اينكه به شنونده بفهمانيم : ما حكم كردهايم بر چيزى كه پيش او معلوم است به وسيلهء چيز ديگرى كه آن نيز با يكى از شيوههاى تعريف ، معرفه شده است .
مانند : « هذا الخطيب » اين همان سخنور است . در اين مثال ، « الخطيب » مسند است و به وسيلهء « ال » معرفه آورده شده است .
هامش
( 1 ) . ليل / 5 ، 6 ، 7 .
( 2 ) . نحل ، 90 .