تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
نيازمند يافت و غنى ساخت . 3 - و قال :
فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى
« 1 » و اما آن‌كه ببخشد و پروا پيشه سازد و پاداش نيكوى خداوند را تصديق كند ، ما مؤكدا او را در قلمرو آسانى قرار مىدهيم و آن را كه بخل ورزد و خود را بىنياز داند و پاداش نيكوى خداوندى را دروغ خواند ، ما او را در روند دشوارى مىرانيم . 4 - و قال تعالى :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
« 2 » مؤكّدا خداوند ، به عدل و داد ، نيكوكارى و خويشاوندنوازى ( بخشش مال به آنها ) فرمان مىدهد و از رفتار زشت و نامطلوب و از تجاوز ، نهى مىكند . او شما را پند مىدهد شايد پذيرفتيد و به ياد افتاديد . المبحث الثانى فى تعريف المسند أو تنكيره يعرّف المسند : 1 - لإفادة السامع حكما على أمر معلوم عنده بأمر آخر مثله بإحدى طرق التعريف نحو : هذا الخطيب و ذاك نقيب الاشراف

بحث دوم دربارهء معرفه يا نكره آوردن مسند است .

مسند ، معرفه آورده مىشود : براى اين‌كه به شنونده بفهمانيم : ما حكم كرده‌ايم بر چيزى كه پيش او معلوم است به وسيلهء چيز ديگرى كه آن نيز با يكى از شيوه‌هاى تعريف ، معرفه شده است . مانند : « هذا الخطيب » اين همان سخنور است . در اين مثال ، « الخطيب » مسند است و به وسيلهء « ال » معرفه آورده شده است .
هامش
( 1 ) . ليل / 5 ، 6 ، 7 . ( 2 ) . نحل ، 90 .