7 - و قال البحترى يمدح الفتح بن خاقان :
رزين إذا ما القوم خفّت حلومهم * و قور إذا ما حادث الدّهر أجلبا
فتى لم يضيّع وجه حزم و لم يبت * يلاحظ اعجاز الامور تعقّبا
بحترى در ستايش فتح ، پسر خاقان گفته است :
او درست مىانديشد ، هنگامى كه مردم ، خردهايشان ، سبك مىگردد . و باوقار است ، هرزمانى كه رخداد روزگار ، لشكركشى مىكند .
او جوانمردى است كه به خواب نمىرود و چهرهء دورانديشى را تباه نمىسازد و پايان كارها را عاقبتانديشانه بررسى مىكند . در اين شعر ، چندينبار ، مسند اليه چون مشخص بوده ، از آغاز مصراعها حذف شده است .
8 - و قال الشّاعر :
من قاس جدواك يوما * بالسّحب أخطأ مدحك
السحب تعطى و تبكى * و أنت تعطى و تضحك
و شاعر ، گفته است : كسى كه روزى ، بخشش تو را با ابر قياس كند ، در ستايش تو به اشتباه افتاده است . ابر ، گريهكنان مىبخشد و تو خندهكنان مىبخشى . در اين شعر ، مفعول « تعطى » براى فهماندن عموميت ، حذف شده است .
9 - و قال المتنبّى « 1 » :
و لمّا صار ودّ النّاس خباّ * جزيت على ابتسام بابتسام
و صرت أشكّ فيمن أصطفيه * لعلمى أنّه بعض الأنام
و متنبّى گفته است : چون علاقه مردم ، نيرنگآلوده شده است ، من پاسخ لبخند را با لبخند مىدهم .
و هركس را به دوستى برگزينم در او ترديد مىكنم ، چون مىدانم او يكى از مردم است .
10 - و قال :
لو لا المشقّة ساد النّاس كلّهم * الجود يفقر و الإقدام قتّال « 2 »
هامش
( 1 ) . شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء عبد الرحمن برقوتى ، ج 2 ، ص 398 .
( 2 ) . شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء عبد الرحمن برقوتى ، ج 2 ، ص 204 .