تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
از اين‌رو نذر كرد كه : فرزندش را از قيد و بند كارهاى شخصى و خانوادگى رها كند تا خدمتگذار بيت المقدس شود . وى با خدا گفت :
« رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً »
« 1 » خداوندا ، من براى تو ، نذر كردم : طفلى را كه در دل دارم ، در راه خدمتگذارى به بيت المقدس آزاد بگزارم . در آن زمان ، رسم چنين بود كه تنها پسران و مردان مىتوانستند خادم بيت المقدس شوند ، بدين جهت نذر مادر مريم ، نشان‌دهنده اين است كه او مىپنداشته : آنچه در دل دارد ، پسر است . بنابراين ، « ما » ى موصوله ، در عبارت « ما فى بطنى » به معناى پسر است . لكن مادر مريم ، هنگام زايمان ، ديد فرزندش دختر است . با اندوه گفت :
« رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى »
« 2 » خداوندا ، دختر زاييدم . خداوند متعال فرموده است :
« وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى »
يعنى : پسرى كه آرزو داشتى در عظمت و مجد ، چونان دخترى كه به تو داده شده نيست . در اينجا « الذّكر » معرّف به « أل » عهديه است لكن پيش از آن ، صريحا ذكر نشده است بل تلويحا و به صورت « ما » در « ما فى بطنى محرّرا » ذكر گرديده است . « 3 » « تلويحا » : به طور اشاره و كنايه . اكنون به ترجمه متن كتاب بنگريد . ب : يا به اشاره ، ذكر شده باشد ، مانند سخن خداى برين :
« وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى »
« الذّكر » گرچه قبلا به طور صريح ، ذكر نگرديده ، لكن اشاره به « ما » در آيه پيشين است :
« رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً »
چون آنان تنها پسران را براى خدمت به بيت المقدس ، آزاد مىگذاشتند ، و همين پسر ، مقصود از « ما » ى موصوله است . و هرجا كه ذكر آن به شكل اشاره و كنايه باشد عهد كنايى مىگويند . عبارت « هو المعنّى بما » يعنى همان پسر ، مقصود « ما » موصوله است . در اين جمله ، « المعنّى » تشديد دارد . و به معنى قصد شده و مقصود است . ( ج ) و إمّا بحضوره بذاته . نحو :
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
أو بمعرفة السّامع له نحو : هل إنعقد المجلس و يسمّى عهدا حضوريّا . ج : يا آنچه « أل » بر آن درآمده است خودش حضور داشته باشد . مانند :
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 35 . ( 2 ) . آل عمران / 36 . ( 3 ) . بنابراين ، « أل » در « الذّكر » به شيوه كنايى به مذكر برمىگردد و « أل » در « الانثى » بازگشت مىكند به « أنثى » كه صريحا در« رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى »ذكر شده است . پس عهد خارجى سه گونه است : 1 - صريحى 2 - كنائى 3 - علمى
جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 237 | السيد أحمد الهاشمي / حسن عرفان