به نزديك ، استعمال مىشود . مثل :
« كانَ هذَا الْقُرْآنُ . . . »
« 1 » بىترديد اين قرآن به شيوهاى پايدارتر راهنمايى مىكند . در اين آيهء شريفه ، « هذا » مسند اليه است و براى تعظيم به كار رفته است . يا بزرگداشت موقعيّت مسند اليه ، به وسيلهء اسم اشارهاى كه براى اشاره به دور ، كاربرد دارد ، نشان داده مىشود . مانند سخن خداى متعال :
« ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ »
« 2 » آن كتاب ، جاى ترديد ندارد . در اين آيهء مباركه « ذلك » مسند اليه است و براى تعظيم به كار رفته است . و در فارسى مثل :
آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت ، امشب است * يا ربّ اين تأثير دولت ، در كدامين كوكب است
« حافظ »
2 - يا اسم اشارهاى كه براى قريب است به كار مىرود تا مسند اليه ، تحقير شود .
مانند :
« هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ »
« 3 » آيا اين شخص ، جز آن است كه بشرى مانند شماست ؟
در اين مثال ، « هذا » مسند اليه است . و در فارسى مانند اين شعر سنائى :
اين جهان بر مثال مرداريست * كركسان دور او هزار هزار
يا براى تحقير ، اسم اشارهاى به كار مىرود كه مخصوص دور است . مانند سخن خداى و الا :
« فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ »
« 4 » پس آن ، كسى است كه يتيم را از خويش مىراند .
3 - و إظهار الاستغراب ، كقول الشاعر « 5 » :
كم عاقل عاقل أعيت مذاهبه * و جاهل جاهل تلقاه مرزوقا
هذا الذّى ترك الأوهام حائرة * و صيّر العالم النّحرير زنديقا
4 - و كمال العناية و تمييزه أكمل تمييز كقول الفرزدق :
هذا الّذى تعرف البطحاء و طأته * و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم
و نحو قوله :
هذا أبو الصّقر فردا فى محاسنه « 6 »
3 - ابراز شگفتىكردن و عجيب دانستن . مانند سخن شاعر :
چه بسيار خردمند كاملى كه در راههاى زندگيش ناكام مانده است و چه بسا نادان كاملى كه او را روزى يافته مىبينى . اين است چيزى كه انديشهها را متحيّر وانهاده و
هامش
( 1 ) . اسراء / 9 .
( 2 ) . بقره ، 2 .
( 3 ) . انبياء / 3 .
( 4 ) . ماعون / 2 .
( 5 ) . اين شعرها از ابن راوندى است .
( 6 ) . اين شعر ، از ابن رومى است .