همين ، معناى تكثير فايده است . مثلا در اين مثال ، برخى محذوف را مسند مىدانند و « صبر » را مسند اليه مىخوانند .
14 - مشخص بودن مسند اليه ، به سبب آشنايى قبلى با آن . مثل اين آيهء شريفه :
« وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ »
« 1 » : بر كوه جودى لنگر گرفت .
در اين كلام ، واژه « سفينه » مسند اليه محذوف است و از اين جهت ، حذف شده كه قبلا واژهء كشتى در كلام آورده شده و معهود و آشنا بوده است . پيش از اين سخن ، خداوند متعال ، فرمود :
« وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا »
« 2 » در پيشگاه ما كشتى را بساز .
و مثل :
« تَوارَتْ بِالْحِجابِ »
« 3 » : در پرده ، نهان شد . مسند اليه ، در اينجا « شمس » است كه حذف شده چون از قبل ، معهود و آشنا بوده است .
و مرجع ذلك إلى الذوق الأدبى فهو الذّى يوحى اليك بما فى القول من بلاغة و حسن بيان .
و درك همهء اينها ، بازگشت به ذوق ادبى دارد و آن تو را به بلاغت و بيان زيباى موجود در سخن ، راهنمايى مىكند .
تدريب ( آزمون )
بيّن أسباب ذكر و حذف المسند اليه فى الأمثلة الآتية .
انگيزههاى ذكر و حذف مسند اليه ، در مثالهاى آينده را بيان كن .
1 -
وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً
« 4 » .
ما نمىدانيم كه آيا بر زيستكنندگان در زمين ، بدى و تباهى خواسته شده است يا خداوند ، خواسته كه آنان راه يابند .
در اين آيهء شريفه ، وقتى كه « شرّ » مطرح شده است فعل به گونهء مجهول آمده ( اريد ) لكن وقتى مسألهء « خير » پيشآمده ، مسند اليه « خير » يعنى : « ربّهم » ذكر گرديده است .
2 - الرّئيس كلّمنى فى أمرك .
هامش
( 1 ) . هود / 44 .
( 2 ) . هود / 44 .
( 3 ) . ص / 32 .
( 4 ) . جنّ / 10 .