1 -
ملوك و إخوان إذا ما مدحتهم * أحكّم فى أموالهم و أقربّ
پادشاهان و برادرانى كه چون آنان را ستايش كنم من در اموالشان حاكم مىشوم و به دربارشان مقرّب مىگردم « 1 » . در اين شعر ، مسند اليه ، براى مشخص و معلوم بودن ، حذف شده است .
2 -
أما و الذّى أبكى و أضحك و الذّى * أمات و أحيا و الذّى أمره أمر
هشدار ، سوگند به آنكه گرياند و خنداند و آنكه ميراند و زنده كرده است و آنكه فرمانش ، فرمان است « 2 » در اين شعر ، مفعول « أبكى » ، « أضحك » ، « أمات » و « أحيا » براى اين كه مشخص بوده ، حذف گرديده است .
3 -
لسن إذا صعد المنابر أو نضا * قلما شأى الخطباء و الكتّابا
زبانآور است هرگاه بر فراز منبر رود يا قلم بزند ، از سخنوران و نويسندگان پيشى مىگيرد . مسند اليه ، پيش از « لسن » براى اينكه مشخص بوده ، يا به ادّعاى اينكه مشخص است ، حذف شده است .
4 -
عليل الجسم ممتنع القيام * شديد السّكر من غير المدام « 3 »
تن ، بيمار و برخاستن ناممكن است . سخت مستم بدون اينكه شرابى نوشيده باشم .
در اين شعر ، مسند اليه به جهت تنگناى مقام از غم و درد ، حذف شده . در اصل « انا عليل » بوده است .
5 -
أحجّاج لا يفلل سلاحك إنّما * المنايا بكفّ اللّه حيث تراها
اى حجّاج ، سلاحت كند مباد مرگها تنها به دست خداست هرجا كه تو صلاح بينى . در اين شعر ، متعلق « به كف اللّه » و مفعول دوم « تراها » براى مراقبت از وزن شعر ، حذف شده است .
6 -
حريص على الدّنيا مضيغ لدينه * و ليس لما فى بيته بمضيع
بر دنيا آزمند است ، دينش را تباه مىسازد و آنچه را در خانه دارد ، از بين نمىبرد . شاعر به ادّعاى اينكه او به مذمّت شناخته شده نامش را نياورده است .
7 -
و انّى رأيت البخل يزرى بأهله * فأكرمت نفسى أن يقال بخيل
هامش
( 1 ) . اين شعر ، از نابغهء ذبيانى است .
( 2 ) . اين شعر ، از عبد اللّه بن سلمه ، معروف به ابى صخر هذلى است .
( 3 ) . اين شعر ، از متنبّى است نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء برقوتى ، ج 2 ، ص 400 .