مشخص بوده ، حذف شده است « 1 » .
يا مشخص بودن مسند اليه ، ادّعا شود . مانند : « وهّاب الالوف » بخشندهء هزارها . در اين مثال مسند اليه ، با ادّعاى تشخص ، حذف شده است يعنى گوينده ، ادّعا كرده كه بخشندهء هزارها مشخص است .
11 - مسند اليه ، حذف مىگردد ، براى اينكه از استعمال رايج آن جمله ، بدون مسند اليه ، متابعت شده باشد . به تعبير ديگر ، جملهاى پيوسته ، بدون مسند اليه ، ذكر مىشود ما نيز همانگونه ذكر مىكنيم تا از استعمال رايج ، پيروى كرده باشيم . مانند : « رميه من غير رام » تير افكندن ، بدون تيرانداز كه مسند اليه آن يعنى « هذه » به متابعت از استعمال رايج حذف شده است . و مثل : « نعم الزّعيم سعد » : سعد ، خوب پيشوايى است در اين سخن ، مسند اليه « هو » حذف شده است چون استعمال رايج اين جمله ، بدون ذكر مسند اليه است .
12 - اشعار أنّ فى تركه تطهيرا له عن لسانك أو تطهيرا للسانك عنه .
13 - تكثير الفائدة - نحو : فصبر جميل « أى فأمرى صبر جميل »
14 - تعيّنه بالعهديّه ، نحو : و استوت على الجودىّ أى السّفينة و نحو : « حتّى توارت بالحجاب » أى الشّمس .
12 - مسند اليه ، حذف مىشود براى اينكه اعلان كنى به جهت پاكداشت مسند اليه ، آن را بر زبانت جارى نكردهاى ( آنقدر پاك و مطهّر است كه مىخواهى زبانت آن را ، آلوده نسازد ) و يا براى تطهير زبانت نامش را نمىآورى .
مثال اول : « مقرّر للشّرايع ، موضّح للدلّائل » : بيان كنندهء احكام دين و روشنگر هدايتها . در اينجا ، مسند اليه را وجود مقدّس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مىگيرى .
مثال دوم :
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ »
« 2 » : كران ، گنگان و كورانند .
در اين مثال ، مسند اليه يعنى : منافقون ، حذف شده است .
13 - افزودن فايده ، مانند :
فَصَبْرٌ جَمِيلٌ
« 3 » : پس شكيبى زيباست . در اين سخن ، « أمرى » مسند اليه محذوف است . اينجا مسند اليه ، حذف شده تا ذهن ، به معانى متفاوتى بگرايد و
هامش
( 1 ) . در فارسى مانند اين شعر فردوسى :ز نام و نشان و گمان برتر است * نگارندهء بر شده گوهر است .( 2 ) . بقره / 18 .
( 3 ) . يوسف / 17 .