1 -
كلّ خليل كنت خاللته * لا ترك اللّه له واضحه
هردوستى كه با او دوستى كردم خداوند ، براى او دندان خندهنما وامگذارد .
« واضحه » : دندانهايى است كه در هنگام خنديدن ، رخ مىنمايد . « لا ترك اللّه له . . . » جملهء خبريه است و براى مبالغهء در طلب ، به جاى انشاء آمده .
2 - قال اللّه تعالى :
وَ قالَ ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها
« 1 »
نوح دستور داد به كشتى درآييد تا با نام خداوند ، روان گردد .
« بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها
» جملهء خبريه است كه براى تفاؤل به جاى جملهء انشائيه نشسته است .
3 - تقول لصديقك : رزقنى اللّه لقاءك
تو به دوستت مىگويى : « رزقنى اللّه لقاءك » : خداوند ، ديدار تو را نصيبم كند . شكل اين جمله ، خبرى است لكن معناى انشائى دارد . يا به تعبير ديگر جملهء خبريّه براى تفاؤل ، جايگزين انشاء شده است .
4 - و يقول الشاعر :
و لائمة لا متك يا فضل فى النّدى * فقلت لها هل أثّر اللوم فى البحر
أتنهين قضلا عن عطاياه للورى * و من ذا الّذى ينهى الغمام عن القطر
و شاعر مىگويد : اى « فضل » من به زن سرزنش كنندهاى كه تو را دربارهء بخششت ، نكوهش مىكرد ، گفتم : آيا ملامت ، در دريا اثر مىگذارد ؟
آيا تو فضل را از بخششهايش به مردم ، باز مىدارى ؟ چه كسى ابر را از بارش ، نهى مىكند ؟ جملههاى : « هل أثّر اللؤم فى البحر » ، « أتنهين . . . » و « من ذا الذّى . . . » همه ، انشائيهء استفهاميه است و براى مبالغهء در مدح ، به جاى جملههاى خبرى از آنها استفاده شده است .
چون جملهء خبريّه ، احتمال راست يا دروغ بودن را دارد لكن جملههاى استفهامى اين احتمال را ندارد .
تمرين ( 2 )
عيّن الجمل الخبرية و الانشائية فيما يأتى : قال اللّه تعالى :
جملههاى خبريّه و انشائيه را در عبارتهاى آينده بيان كن . خداى برين فرمود :
هامش
( 1 ) . هود / 41 .