محرومشان نسازيد و هروقت از كسى چيزى خواستيد ، اصرار نورزيد بىترديد ، هركس بر ديگران ، تنگ بگيرد خداوند ، بر او تنگ مىگيرد و هركس عطا كند خداوند ، او را پاداش مىدهد . جملههاى آغازين اين عبارت ، همه ، انشائيه است تنها جمله « فانّ من . . . » خبريّه است .
6 - و قال أبو العلاء المعرّى :
لا تحلفنّ على صدق و لا كذب * فما يفيدك إلّا المأثم الحلف
ابو العلاء معرّى سروده است : نه به راستى و نه به دروغ سوگند نخوريد سوگند خوردن ، بهرهاى غير از گناه براى تو ندارد . « لا تحلفنّ . . . » جملهء انشائيه است .
7 - و قال :
لا تفرحنّ بما بلغت من العلا * و إذا سبقت فعن قليل تسبق
و ليحذر الدّعوى اللبيب فانّها * للفضل مهلكة و خطب موبق
و أبو العلاء گفته است : شادى مكن از اينكه به بزرگى دست يافتهاى هرگاه پيشى بگيرى باز مردم در مدّت اندكى از تو پيش مىافتند . خردمند ، بايد از ادّعاكردن بپرهيزد چون بىترديد ، ادّعاكردن ، ارزشها را تباه مىسازد و راهى است كه از آن مرگ مىخيزد .
جملهء « لا تفرحنّ . . . » و « ليحذر . . . » انشائيه و جملهء « إذا سبقت . . . » خبريّه است .
8 - و قال أبو العتاهيه :
بكيت على الشباب بدمع عينى * فلم يغن البكاء و لا النّحيب
ألا ليت الشّباب يعود يوما * فأخبره بما فعل المشيب
و ابو العتاهيّه سروده است : اشك چشمانم را بر جوانى فرو ريختم گريستن و ناليدن ، بىنيازم نساخت . اى كاش ، جوانى روزى باز مىگشت تا از رفتار پيرى با من به آن خبر مىدادم .
جملهء « بكيت . . . » و « فلم يعن . . . » خبريّه و جملهء « الا ليت الشّباب . . . » انشائيه است .
9 - و قال :
يا صاحب الدّنيا المحبّ لها * أنت الذّى لا ينقضى تعبه
و باز ابو العتاهيه گفته است : اى انيس و دوستدار دنيا تويى كه رنجت پايان نمىپذيرد .
جملهء « يا صاحب الدّنيا » انشائيه است . و « أنت الذّى . . . » خبريّه است .
10 - و قال :