تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
تجاوزشان رو به افزونى است . حرف ندا در اين شعر ، براى استغاثه به كار رفته است .
يا للرّجال ذوى الألباب من نفر * لا يبرح السّفه المردى لهم دينا
« نفر » : گروه . « السفه المردى » : نابخردى كشنده .
أيّها القلب قد قضيت مراما * فإلام الولوع بالشّهوات
اى دل ، تو كام خويش را گرفته‌اى پس تا كجا به شهوتها آزمندى ؟ حرف نداء در اين شعر ، براى « زجر » و باز داشتن ، به كار آمده است .
أيا شجر الخابور مالك مورقا * كأنّك لم تجزع على ابن طريف
اى درخت سرزمين « خابور » چرا برگ‌دار شده‌اى ( سبز گرديده‌اى ) گويا تو بر پسر طريف بىتابى نكرده‌اى « 1 » . ندا ، در اين شعر ، براى تعجّب است .
يا أيّها الظالم فى فعله * الظلم مردود على من ظلم
اى كسى كه در رفتار ، ظلم‌پيشه‌اى ستم ، به ستمكار باز مىگردد . حرف ندا ، در اين شعر ، براى نداى حقيقى به كار رفته است .
أريحانة العينين و الأنف و الحشا * ألا ليت شعرى هل تغيّرت من بعدى
اى كه چشمان ، بينى و درونت ، چونان گل خوشبوست ، كاش مىدانستم آيا پس از من دگرگونى يافته‌اى ؟ در اين شعر ، مناداى بعيد به منزلهء مناداى قريب گرفته شده است و « أ » كه از ادات نداى قريب است براى آن ، استعمال گرديده .
يا ناق سيرى عنقا فسيحا * إلى سليمان فتستريحا .
اى شتر به گونهء « عنق » سير كن و به سوى سليمان ، گامهاى بلند بردار تا استراحت كنى و بياسايى . « ناق » مناداى مرّخم است در اصل ، « يا ناقه » بوده است . « عنق » بر وزن « شرف » نوعى از سير و راه رفتن است . « فسيح » : گشاد : اين شعر ، در مدح سليمان بن عبد الملك ، سروده شده است « 2 » . ندا در اين شعر ، براى تحيّر و تضجّر ، يا براى تذكّر به كار رفته است .
حجبوه عن الرّياح لأنّى * قلت يا ريح بلّغيه السّلاما
او را از بادها ، پنهان داشتند ، چون من به باد گفته بودم : سلام مرا به او برسان . ندا در اين
هامش
( 1 ) . اين شعر را « ليلى » دختر طريف ، در سوگ برادرش ، وليد سروده است . « خابور » نام سرزمين و نهرى است . ( 2 ) . اين شعر ، هم به فرزدق و هم به ابو النّجم عجلى ، نسبت داده شده است .