تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
آهنگ برآر . « يا لك » در اين شعر ، براى تعجب ، استعمال شده است . توضيح : « قبّره » نام پرنده‌اى است . « معمر » دشت سرشار از آب و سبزه است . 5 - و الزّجر ، كقول الشاعر :
أفؤادى متى المتاب ألمّا * تصح و الشّيب فوق رأسى ألّما
باز داشتن . مانند سخن شاعر : اى قلب من ، كى از گناه باز مىگردى ؟ آيا از مستى به هوش نمىآيى با اين‌كه پيرى بر سرم فرود آمده است ؟ در اين شعر ، « أفوادى » ندا و منادا است و ندا در اينجا براى باز داشتن قلب ، از گرايش‌هاى نابجا به كار رفته است . و در فارسى مانند :
اى كه پنجاه رفت و در خوابى * مگر اين پنج روزه دريابى « 1 » .
6 - و التحسّر و التّوجّع كقوله تعالى :
يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً .
افسوس خوردن و دردمندى نمودن . مثل سخن خداى برين به حكايت از كافر « 2 » : « يا ليتنى . . . » اى كاش خاك بودم . در اين آيهء شريفه ، « يا ليتنى » براى افسوس خوردن ، استعمال شده است . و كقول الشاعر :
أيا قبر معن كيف واريت جوده * و قد كان منه البرّ و البحر مترعا
و مانند قول شاعر : اى قبر « معن » چگونه جود او را پوشانده‌اى با اين‌كه بخشش او خشكى و دريا را سرشار ساخته است ؟ اين شعر را حسين بن مطير اسدى در سوگ معن بن زائده ، سروده است . و حرف ندا در آن ، براى افسوس خوردن و دردمندى نمودن است . و در فارسى چونان اين شعر سعدى :
كوس رحلت بكوفت دست اجَل * اى دو چشمم وداع سر بكنيد اى كف دست و ساعد و بازو * همه توديع يكديگر بكنيد بر من اوفتاده دشمن كام * آخر اى دوستان گذر بكنيد روزگارم بشد بنادانى * من نكردم شما حذر بكنيد « 3 »
هامش
( 1 ) . سعدى . ( 2 ) . نبأ / 40 . ( 3 ) . گلستان ، تصحيح محمّد على فروغى ، ص 34 .