7 - و التّذكر كقوله :
أيا منزلى سلمى سلام عليكما * هل الأزمن اللّاتى مضين رواجع
ياد آوردن ، مانند سخن شاعر « 1 » :
اى دو منزل سلمى ، سلام بر شما باد آيا روزگار گذشته باز مىگردد ؟
8 - و التّحيّر و التّضجّر ، نحو قول الشاعر :
أيا منازل سلمى أين سلماك * من أجل هذا بكيناها بكيناك
ابراز سرگردانى و دلتنگىكردن . مثل شعر شاعر : اى خانههاى « سلمى » سلماى تو كجاست ؟ از همين جهت ، براى سلمى و براى خانهها مىگرييم . « سلمى » نام زنى بوده است .
و يكثر هذا فى نداء الأطلال و المطايا و نحوها .
و اينگونه ندا ( براى تحيّر و تضجّر ) در نداى ويرانهها ، شتران و مانند اينها ، بسيار است .
توضيح : « أطلال » : ويرانهها .
« مطايا » : جمع مطيّه و به معنى شتران است .
9 - و الاختصاص ، هو ذكر اسم ظاهر بعد ضمير لأجل بيانه نحو قوله تعالى :
رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
و نحو : نحن العلماء ورثة الانبياء .
اختصاص و آن ذكركردن اسم ظاهر بعد از ضمير ، براى بيان آن ضمير است .
مانند سخن خداى برين :
« رَحْمَةِ اللَّهِ . . . »
« 2 »
در اين آيهء شريفه ،
« أَهْلَ الْبَيْتِ » *
اسم ظاهر است ، بعد از « عليكم » آورده شده تا آن را تفسير كند « 3 » ما به وسيلهء « اهل البيت » مىفهميم كه مقصود از ضمير « عليكم » چه كسانى هستند .
و مثل : نحن ، العلماء ورثة الانبياء » ما دانشمندان ، ميراثداران پيامبرانيم . در اين مثال ، « العلماء » پس از ضمير « نحن » آمده است و آن را بيان مىكند .
و يكون الاختصاص
هامش
( 1 ) . اين شعر ، از غيلان بن عقبه ، معروف به ذى الرّمه است .
( 2 ) . هود / 73 .
( 3 ) . در ندا ، از منادا ، خواسته مىشد كه به گوينده توجّه كند ولى در اختصاص ، اين توجّهكردن ، خواسته نمىشود ، تنها آنچه پس از حرف ندا مىآيد در بين مانندهايش ، مخصوص چيزى مىشود كه به آن ، نسبت داده شده است .