تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
بمعونة القرائن و من أهمّ ذلك : گاهى الفاظ نداء ، از معانى اصلى خويش خارج مىگردد و به معناى ديگرى مىگرايد ، اين معانى ، از روند سخن و به كمك قرينه‌ها به دست مىآيد . مهمترين آنها عبارت است از : 1 - الأغراء نحو قولك لمن أقبل يتظلم : يا مظلوم . تحريك‌كردن و برانگيختن . مثل وقتى كه ستم ديده‌اى رو به تو مىكند و از بيداد كسى مىنالد و از ظلم فرياد بر مىآورد . تو براى اين‌كه او را تحريك كنى و به گفتن ستمها برانگيزى ، به او مىگويى « يا مظلوم » در اين سخن ، حرف نداء براى « اغراء » به كار رفته است . 2 - و الاستغاثه نحو : يا للّه للمؤمنين . براى دادخواستن و دادخواه طلبيدن ، چون : « يا للّه للمؤمنين » خداوندا به فرياد مؤمنان برس . نداء براى استغاثه در فارسى ، مانند اين شعرهاى حافظ :
گفتم : اى سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب * گفت : در دنبال دل ره گم كند مسكين غريب
و :
خون ما خوردند اين كافردلان * اى مسلمانان چه درمان الغياث
3 - و الندبة ، نحو قول الشاعر :
فوا عجباكم يدّعى الفضل ناقص * و وا أسفاكم يظهر النّقص فاضل
گريه و زارىكردن . مانند سخن شاعر : شگفتا چه بسا كسانى كه كاستيهايى دارند و ادّعاى فضل مىكنند و دردا و دريغا كه بسيارى از فضيلتمندان ، كاستيهايى از خويش نشان مىدهند . در اين شعر ، « وا عجبا » و « وا أسفا » براى زارى و شيون‌كردن ، استعمال شده است . 4 - و التّعجب ، كقول الشاعر :
يا لك من قبّرة بمعمر * خلالك الجوّ فبيضى و اصفرى
ابراز شگفتىكردن و در شگفتى انداختن . مثل سخن شاعر : شگفتا از « قبرّة » در دشت سرسبز « 1 » ، اكنون آسمان براى تو آماده است پس تخم بگذار و
هامش
( 1 ) . اين شعر ، از طرفة بن عبد ، است . نداء براى ابراز تعجب در فارسى ، مانند اين شعر حافظ :يا ربّ اين كعبه مقصود تماشاگه كيست * كه مغيلان طريقش گل و نسرين منست .