متمنّى ممكن نيست .
« يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ »
« 1 » اى كاش ما هم مثل داراييهاى قارون را داشتيم . در اين مثال ، دست يافتن به محبوب ، ممكن است ليكن طمعى به آن نيست . « لعلّ » در تمنّى استعمال شده تا آنچه بدان اميد مىرود را دور از دسترس ، جلوه دهد .
« لو تتلوا الآيات فتشق سمعى » : اى كاش ، آيات را مىخواندى تا در گوش من نفوذ مىكرد . « لو » براى تمنّى و شبه ممتنع جلوه دادن مطلوب ، به كار رفته است .
كلّ من فى الكون يشكو دهره * ليت شعرى هذه الدّنيا لمن
هركس در اين دنياست از روزگارش شكايت مىكند كاش من مىدانستم اين دنيا براى كيست . « ليت » براى تمنّى چيزى به كار رفته كه ممكن است لكن طمع به آن نيست .
فليت الّليل فيه كان شهرا * و مرّ نهاره مرّ السّحاب
اى كاش ، شب آن ( ماه رمضان ) به درازى يك ماه بود و روزش چونان ابر مىگذشت « 2 » .
« ليت » براى تمنّى محال ، استعمال شده است .
فليت هوى الاحبّة كان عدلا * فحمّل كلّ قلب ما أطاقا
اى كاش ، عشق دوستان ، بر اساس عدالت بود آنگاه بر هردلى چيزى را تحميل مىكرد كه در خور توان آن باشد « 3 » . « ليت » براى تمنّى چيزى به كار رفته كه اميدى به تحققش نيست .
المبحث الخامس فى النّداء
النّداء هو طلب المتكلم إقبال المخاطب عليه به حرف نائب مناب « أنادى » المنقول من الخبر إلى الإنشاء و أدواته ثمانية :
ألهمزه ، أى ، يا ، آ ، آى ، أيا ، هيا ، وا .
هامش
( 1 ) . قصص / 79 .
( 2 ) . اين شعر ، از ابن رومى است .
( 3 ) . اين شعر ، از متنبى است . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشته برقوتى ، ج 1 ، ص 451 .