تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
توضيح : « ضابط » : قاعده . « الناجمين » : صفت ذوق سليم و حسّ صادق است . « ناجم » : پديد آمده و برآمده . « ممارست » : بررسى ، پژوهش . و امّا « غرابة الإستعمال » ، فهى كون الكلمة غير ظاهرة المعنى و لا مألوفة الإستعمال عند العرب الفصحاء ، لإنّ المعوّل عليه فى ذلك إستعمالهم . امّا « غرابت استعمال » ، ناآشكارى معنى كلمه و ناآشنايى كاربرد آن ، پيش سخنوران تازى است . چون بىترديد ، تكيه‌گاه و ملاك در شناخت « غرابت » ، استعمال فصيحان عرب است . و الغرابة قسمان : القسم الاول : ما يوجب حيرة السّامع فى فهم المعنى المقصود من الكلمة لترددها بين معنيين او اكثر بلا قرينة و ذلك فى الألفاظ المشتركة « كمسرّج » من قول رؤبة بن العجّاج :
و مُقلةً و حاجباً مزجّجاً * و فاحِماً و مُرسِناً مُسَرّجاً
فلا يعلم ما اراد بقوله « مسرّجا » حتى اختلف أئمة اللغة فى تخريجه

« غرابت » دوگونه است :

قسم نخست : غرابتى است كه انگيزهء سرگردانى شنونده در شناخت معنى مقصود از كلمه مىگردد . چون كلمه ، بدون قرينه به دو معنا يا بيشتر بازگشت دارد و اين در واژه‌هاى « مشترك » و چند معنايى است ؛ مانند واژهء « مسرّج » در سخن « رؤبة بن عجّاج » كه گفته : چشم و ابروى باريك خويش و گيسوى زغال‌رنگ و بينى چراغ‌گونه‌اش را [ مىنمود ] مراد شاعر ، از واژهء « مسرّج » در اين شعر ، دانسته نمىشود ؛ پيشوايان لغت ، برداشت‌ها و
هامش
گفتنش ، بر زبان دشوار مىآيد ، با كلمهء غريب كم‌استعمال ، يكى است . گاهى واژهء غريب بر گوش آسان است و ناگوارى در آن نمىيابى و گاه بر گوش گران مىآيد و ناگوارش مىيابى و اينها دو عيب است : 1 - استعمال ناآشنا داشتن . 2 - بر گوش ، ناگوار بودن . و فراتر از اين ، عيبى نيست و اين واژه را به كار نمىگيرد مگر نادان‌ترين مردم ، كسى كه هيچ‌گاه چيزى از شناخت اين فنّ به خاطرش نرسيده است . ( از كتاب « المثل السائر » با تصرف )