و عظمت نمىرسى مگر آنگاه كه تلخى « صبر » را بچشى « 1 » . « لا تحسب » براى نكوهش به كار رفته است .
6 - لا تحتجب عن العيون ايّها القمر
اى ماه ، از چشمها پنهان مشو . « لا تحتجب » براى تمنّى به كار رفته است .
7 -
لا تعرضنّ لجعفر متشبّهّا * بندى يديه فلست من أنداده « 2 »
خود را همانند دستهاى بخششخيز جعفر ، جلوه مده ، تو همگون او نيستى . « لا تعرضنّ » براى نكوهش به كار رفته است .
8 -
لا تيأسوا أن تستردّوا مجدكم * فلربّ مغلوب هوى ثمّ ارتقى
از اينكه مجد و شكوهتان را باز گردانيد ، نااميد مباشيد چه بسا شكست خوردهء فرو افتادهاى كه بالا رفت و اوج يافت . « لا تيأسوا » براى برانگيختن همّت ، استعمال شده است .
9 -
و لا تجلس الى اهل الدّنايا * فانّ خلائق السّفهاء تعدى « 3 »
با صاحبان اخلاق پست ، همنشين مباش چون بىشك خوى نادانان ، اثر مىگذارد . در اينجا « لا تجلس » براى ارشاد ، به كار رفته است .
المبحث الثالث فى الاستفهام
الاستفهام هو طلب العلم بشىء لم يكن معلوما من قبل و ذلك بأداة من إحدى أدواته الآتية و هى : الهمزة و هل و ما و متى و أيّان و كيف و أين و أنّى و كم و أىّ .
مبحث سوم در استفهام است .
استفهام ، جستجوى آگاهى ، نسبت به چيزى است كه قبلا معلوم نبوده است . و اين جستجو و طلب ، با يكى از اين ابزار استفهام ، شكل مىگيرد : همزه ، هل ، ما ، متى . ايّان ، كيف ،
هامش
( 1 ) . اين شعر را مردى از بنى اسد در هجو مخاطبش گفته است .
( 2 ) . اين شعر ، از بحترى است . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، ج 2 ، 56 .
( 3 ) . اين شعر ، از ابو العلاء معرّى است .