كه آن را برگزيد .
14 - و قال آخر :
لعمرك ما يدرى امرؤ كيف يتّقى * إذا هو لم يجعل له اللّه واقيا
و ديگرى گفته است : به جانت ، سوگند ، شخص نمىداند چگونه خويشتن بانى كند هنگامى كه خداوند ، براى او نگه دارندهاى نگمارده باشد .
15 - و قال سعيد بن حميد فى العتاب :
أقلل عتابك فالبقاء قليل * و الدّهر يعدل تارة و يميل
و لعلّ أحداث المنية و الرّدى * يوما ستصدع بيننا و تحول
فلئن سبقت لتبكينّ بحسرة * و ليكثرنّ علىّ منك عويل
و لئن سبقت و لا سبقت ليمضين * من لا يشاكله لدىّ خليل
و ليذهبنّ بهاء كلّ مروءة * و ليفقدنّ جمالها المأهول
سعيد پسر حميد در نكوهش گفته است : كمتر سرزنش كن ، ماندگارى اندك است و روزگار ، گاهى روى برمىگرداند و گاه مىگرايد
و شايد رخدادهاى مرگ و نابودى روزى ميان ما جدايى افكند و حائل گردد
اگر من پيشى گيرم تو حتما به حسرت خواهى گريست و نالهء تو بر من زياد مىشود .
و اگر تو پيشى بگيرى نه من ، از دست مىرود كسى كه پيش من دوستى همگون او نيست .
و ارزش هرجوانمردى بر باد مىشود و زيبايى آشنايش نيست مىگردد .
16 -
انّ الحياة لثوب سوف نخلعه * و كلّ ثوب اذا مارثّ ينخلع
بىشك زيستن ، جامهاى است كه به زودى از تن برمىگيرم و هرجامهاى كه كهنه گشت از تن ، برگرفته مىشود . « 1 »
17 -
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ
« 2 »
سپس شما پس از آن حتما خواهيد مرد .
هامش
( 1 ) . انّ ، اسميّه بودن جمله و لام ابتدا از مؤكّدات است و نوع خبر ، انكارى است . و « كلّ ثوب » ابتدائى است .
( 2 ) . مؤمنون / 15 .