گويم : شك نيست كه آن را با اخلاص نوشته كه سبب خلاص شده و اگر نام بزرگ و رحمت بار خدا را هم مىنوشت بس بود و بنقل از حموى در معجم البلدان آورده كه مؤلف سيره ابن هشام گويد : روزى در كوفه بودم و مردى به من چسبيد و گفت : تو كلبى هستى گفتم : آرى گفت مفسر قرآنى ؟ گفتم : آرى ، گفت : به من بگو از ( آيه 45 سوره اسرى ) و چون بخوانى قرآن را منهم ميان تو و آنان كه ايمان بآخرت ندارند پرده پوشندهاى " آنجاى قرآن كه چون پيغمبر ( ص ) ميخواند پرده ميشد جلو دشمنش از پرى و آدمى كجا بود ؟ گفتم : نميدانم ، گفت قرآن تفسير كنى و آن را ندانى ؟ گفتم : تو به من خبر ده گفت : آيهاى از كهف و آيهاى از جاثيه و آيه در سوره النحل گفتم : آيات اين سورهها بسيارند گفت : آيه 23 سوره الجاثيه ) آبادانى آنكه هواى خود پرستد و خدايش دانسته گمراه كرده و بر گوش و دلش مهر زده و ديدهاش پرده است پس كى او را پس از خدا راه نمايد آيا ياد آور نشويد " و قول خدا عز و جل ( 57 - الكهف ) كيست ستمكارتر از آنكه يادآورش كردند بآيات پروردگارش و از آنها رو گرداند و فراموش كرد آنچه بدست خود كرده راستش نهاديم بر دلهاشان گر مرا از اينكه آن را بفهمند و بر گوشهاشان گرانى و اگرشان به راه حق بخوانى هرگز در اين صورت راهياب نشوند " و قول خدا تعالى ( 108 - سوره النحل ) آنانند كه خدا بسته است دلهاشان و گوشهاشان و ديدههاشان را و آنانند همان غافلان " سپس توجه كردم و او را نديدم گويا زمين او را بلعيد و بيك مجلسى رفتم و اين داستان را بازگفتم و پس از مدتى يك مردى از حاضران آن مجلس نزد من آمد و گفت : از كوفه درآمدم براى بغداد ، و شش كشتى بار بود و كشتى ما هفتم بود و اين آيات را خواندم در كشتى خودم و نجات يافتم و آن شش ديگر را زدند .
گفت : روزگار در گذشت و پس از سالهاى بسيار مردى نزد من آمد و سلام كرد و گفت :
من آزاد كرده و وابسته تؤام گفتم چگونه باشد با اينكه مردى از عرب باشى ؟ گفت : در ديلم بغزوه رفتم و اسير شدم و ده سال در دست آنها بودم و به ياد اين آيهها افتادم و آنها را خواندم و بسته بزنجير از زندان بدر شدم و بزندانبانان و ديگران گذر كردم كسى به من تعرض نكرد تا ببلاد اسلام آمدم و من آزاد كرده و وابسته تؤام .
و از مولاى ما على ( ع ) است كه خوانده شود در ترس از غرق شدن و سالم ماند از آنچه ترسد ، بخواند ( آيه 196 سورة الاعراف ) راستى كه سرپرستم خدائى است كه قرآن نازل كرده و سرپرست صالحانست " و ( 67 سوره الزمر ) خدا را چنانچه شايد قدر ندانستند با اينكه همه زمين روز قيامت در كف او است و آسمانها در نور ديده در دست او باشند ، منزه است و برتر از آنچه شريك او آورند .
بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٢