32 - همان : تا حذيفه بن منصور گفت : همراه امام ششم ( ع ) بودم كه به مكه ميرفت و چون نماز خواند گفت : ( همان كه در شماره 30 گذشت ) و هر بار كه بر تلى بالا ميرفت ميگفت : بار خدايا تو را شرف است بر هر شرفى .
33 - همان : تا امام ششم ( ع ) كه رسول خدا ( ص ) فرمود : بدان كه جان ابى القاسم بدست او است كسى
لا إله الا الله و الله اكبر
نگويد نزد هر بر آمدى راه جز كه هر چه جلو او است همان را گويند تا به آخر برآمدگى رسد .
34 - همان : تا امام ششم ( ع ) كه دو برادر رسول خدا ( ص ) نزدش آمدند و گفتند : ما قصد شام داريم براى تجارت و بما بياموز آنچه بايد بگوئيم ، فرمود : آرى چون بمنزلى جا گرفتيد و نماز عشاء پسين را خوانديد هر كدام شما پس از سلام پهلو بر بستر نهد و تسبيح فاطمه ( ع ) بخواند و بدنبالش آيه الكرسى كه محفوظ ماند از هر چيزى تا صبح كند .
و دزدانى آنها را دنبال كردند تا بمنزلى رسيدند و غلام خود را فرستادند تا بدانند در چه حالند خوابند يا بيدار و غلام بدانها رسيد و يكيشان پهلو بر بستر داشت و آيه الكرسى خواند و تسبيح فاطمه ( ع ) را و بناگاه دو ديوار بر آنها ساخته شده و آن غلام آمد و گرد آنها گشت و از هر طرف جز دو ديوار ساخته نديد ( و برگشت نزد يارانش و گفت به خدا جز دو ديوار نديدم ) گفتند خدايت رسوا كند دروغ گفتى ناتوان ترسوئى و خودشان برخاستند ، جز دو ديوار نديدند و گرد آنها گرديدند و سخنى نشنيدند و آدمى نديدند و برگشتند به منزل خود و فردا كه شد آمدند نزد آنها و گفتند : شما كجا بوديد ؟ هر دو گفتند : جز همين جا نبوديم و نرفتيم ، دزدها گفتند به خدا ما آمديم و جز دو ديوار نديديم بگوئيد داستان شما چيست ؟
گفتند : ما نزد رسول خدا ( ص ) رفتيم و از او خواستيم بما آموزشى دهد و بما آيه الكرسى و تسبيح فاطمه ( ع ) را ياد داد و ما آن را گفتيم و دزدها گفتند : برويد به خدا ما شما را دنبال نكنيم هرگز و هرگز دزدى بر شما توانا نباشد پس از اين سخن .
35 - همان : تا امام باقر ( ع ) فرمود : چون راه گم كردى فرياد كن يا ابا صالح ما را به راه هدايت كن خدا شما را رحمت كند عبيد الله ( راوى حديث گويد ) دچار آن شديم و يكى از همراهان را واداشتيم كه دور شود و اين فرياد را بكشد ، و دور شد و فرياد زد سپس نزد ما آمد و خبر داد كه آواز سستى شنيده كه گفته راه سمت راست يا گفته در چپ و يافتيم چنان بود كه او گفته بود .
و پدرم به من باز گفت : كه در بيابان از راه پرت شديم و اين كار كرديم و ما را راهنمائى كردند گفت : يار ما آواز نرمى شنيده بود كه راه سمت راست است و جز اندكى نرفتيم كه به راه
بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٥