به دريا سوار شدى در آن حال بگو :
بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها
و چون موج برخاست بر تو بر پهلوى چپ تكيه كن و با دستت بسوى موج اشاره كن و بگو : آرام باش به سكينه خدا و بر جا باش ببر جايى خدا و
لا حول و لا قوه الا بالله .
ابن اسباط گفت : من سوار دريا شدم و چون موج بالا ميگرفت همان را كه امام كاظم ( ع ) فرموده بود ميگفتم و موج گشاده ميشد و بما از آن چيزى نمىرسيد .
26 - محاسن : تا پيغمبر ( ص ) فرمود : هر كه بدرهاى فرو شود و بگويد
لا إله الا الله و الله اكبر
خدا آن وادى را پر كند از حسنات وادى بزرگ و دور باشد يا خود باشد .
27 - همان تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : سرپرست نكند كسى بر اهل خود بهتر از دو ركعت كه آنها را هنگام سفر كردن بخواند و بگويد : بار خدايا من خودم و اهل و مال و نژادم و دنيا و آخرتم و امانتم و سرانجامم را به تو سپردم جز كه خدا هر چه خواهد به او عطا كند .
28 - همان : تا بريد بن معاويه كه امام باقر بود كه سفر خواستى همه عيالش را در خانهاى گرد آوردى و آنگاه گفتى : بار خدايا من در اين بامداد به تو مىسپارم خودم و مالم و نژادم و دنيايم و اهلم و فرزندم را از حاضر و غائب بار خدايا حفظ كن ما را و حفظ كن بر ما بار خدايا ما را در پناهت گير بار خدايا نعمتت را از ما مبر و آنچه از عافيت و فضلت داريم از ما مگير 29 - همان : تا امام كاظم ( ع ) كه مىفرمود : اگر يكى از شما سفر خواست بدر خانهاش ايستد رو براهى بدان خواهد رفت و سوره حمد را از پيش او و سمت راست و چپ بخواند و آيه الكرسى را از سه سو سپس گويد : بار خدايا نگهدار مرا و هر چه با من است ، و سالم دار مرا و هر چه با من است و برسان مرا و هر چه باشد با من رسيدن خوب البته كه خدا او را و هر چه با او است حفظ كند و سالم دارد و به مقصد برساند ، و به من فرمود اى صباح ( راوى حديث است ) نبينى كه كسى محفوظ ماند و آنچه با او است محفوظ نماند و برسد و آنچه با او است نرسد ، گفتم : آرى قربانت .
30 - همان : تا اينكه گفته بود امام ششم ( ع ) كه چون قصد سفرى داشت ميگفت : بار خدايا راه ما را باز كن و رفتن ما را آسان كن و عافيت ما را كلان .
31 - همان : تا امام رضا ( ع ) كه به من ( ابن اسباط ) فرموده چون از منزلت درآئى براى سفر يا در حضر بگو :
بسم الله آمنت بالله ، توكلت على الله ما شاء الله و لا حول الا بالله "
و شيطان به تو بر خورد و فرشتهها به روى او زنند و گويند : چه راهى به او داريد با اينكه نام خدا برده و به او ايمان آورده و بر خدا توكل كرده و گفته :
ما شاء الله و لا قوه الا بالله
و در روايت ابن فضال از آن حضرت آمده جز اينكه گفته :
و لا حول و لا قوه الا بالله .