دوستى و برادرى دارند يا شامل ديگران هم كه اظهار دوستى كنند مىشود .
مقصود از برادران مورد اعتماد ، مردمان درست و راستگو و امانت دارند و مورد وثوق و يك دل كه برون و درونشان يكى است ، و اخوان خوش معاشرت آنانند كه چنين نباشند ولى براى رفع هراس تنهائى يا صلاح زندگى يا تقيه با آنها خنده رواست و در گفتگو ، و از همدمى با آنها بهره برد و جلو زيان خود را بگيرد كه چون دستند و بازوى كمك كار و مايه تحصيل مال با دادن كمك و آماده كردن وسائل كار سودمند و چون ببرادرت اعتماد دارى مال و جانت را در راهش بده و هنگام نياز او مال خود را به او بده چه خواهد و چه نخواهد و با تن خود به او خدمت كن و بكردار و گفتار جلو آزار او را بگير .
و دوست يك دل دوست او باش و دشمن دشمن او در باره دين يا هر چه در صورتى كه حق با او باشد ، و مطلق آورد چون مؤمن كامل هميشه حق جو و حقگو است .
و مؤيد اين دو فقره است آنچه از آن حضرت روايت است در نهج البلاغه ( ج 2 ص 217 در شماره 29 از حكم و مواعظ ) كه دوستانت سهاند و دشمنانت سه : دوستانت دوست تو و دوست دوستت و دشمن دشمنت ، و دشمنانت دشمن خودت و دشمن دوستت و دوست دشمنت .
رازش بپوش كه به تو سپرده و گفته نهان باشد يا دانى فاش كردنش به او زيان دارد ، و لذت مىبرى از آنها به خوشصحبتى در دنيا و شايد براى ديگر سرا با گفتگو و جستجو از آنان و خود را از آنها مبر و تنها مشو كه فرمود در حديث ديگر : و اگر منشت از كسى كه خواهان تو است كاستن بهره است و رو كردن برو گردان از تو خواريست .
راز درون دل آنها مخواه كه بسا حسد و دشمنى و بدبينى باشد و تو را بقطع رابطه وادارد ، يا عقيده باطل يا بى و ناچار شوى آنها را ترك كنى و دوستى از دل از
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٥