يك محقق گفته : دليلش اين است كه بينى مردم بطبع خود توكل به خدا دارند و توجه غريزى به سبب ساز دارند و كارگشاى غيبى و گرچه خود ملتفت نيستند و گواهش قول خدا عز و جل است در ( 40 - 41 الانعام ) بگو به من بگوئيد اگر آمد شما را عذاب خدا يا آمد بر سرتان هنگامه ( چون رستاخيز ) آيا جز خدا را بخوانيد اگر باشيد شما راستگويان . بلكه او را بخوانيد و برگشايدتان گرهى براى آنش خوانديد اگر خواهد و فراموش كنيد ( در آنگاه آنچه كه بدان شرك مىورزيد ) .
و در تفسير مولاى ما امام عسكريست كه پرسش شد از امام صادق عليه السّلام از خدا و بپرسنده فرمودهاى بنده خدا هرگز بر كشتى سوار شدى ؟ فرمود كشتى تو شكسته آنجا كه كشتى ديگرى نيست تا رهايت كند و شنائى نيست كه سودت دهد ؟ گفت :
آرى ، فرمود : در آنجا بدلت افتاده كه يك چيزى مىتواند تو را نجات دهد از نابودى و گرفتارى ؟ گفت : آرى : امام صادق عليه السّلام فرمود آن چيز همان خداى توانا است بر نجات دادن در آنجا كه نجات بخشى نيست و بر دادرسى آنجا كه دادرسى نيست .
و از اين رو مردم در ترك بررسى در شناخت خدا معذورند و به همان شناخت فطرى رها شدند و همان مجرد اقرار زبانى از آنها پسنديده و پذيرفته است و باستدلال علمى مكلف نيستند و بررسى و ژرفكاوى براى بينائى بيشتر و گروه بخصوصى است و استدلال براى پاسخ بگمراهان لازم است .
وانگه فهم و خرد مردم در مراتب عرفان تفاوت دارند و هم در تحصيل اطمينان كه تا چند باشد و تا چون سخت باشد يا سست ، به شتاب باشد يا كند ، حالت دل باشد يا دانش مغز و بكشف باشد و ديد دل و گر چه خود شناخت خدا فطرى است و با بداهت دريافت شود و يا باندك راهنمائى روشن گردد ، و هر كسى را راهى به خدا است كه خداى عز و جل به دو نموده اگر اهل هدايت بوده و راه بسوى خدا بشمار نفوس خلائق است ، آنان را پايهها است در نزد خدا ، بالا برد آنان كه از شماها گرويدند و آنان كه دانش داده شدند .
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٨