دست دل
سالك هرگاه از صفاى قلبى برخوردار گردد و دست همت او پايدار مانده و بسوى اين و آن دراز نشود دست ديگرى پيدا مىكند كه در نبودن دست معمولى به كارهاى او اقدام مىنمايد و آن دست دست قلب است با آن دست از غيب مىگيرد و به غيب مىدهد و در غيب با آن به خوردن غذاى غيبى مىپردازد و اين دست هرگاه نمو بيشترى كند و نيرومند شود به سوى نشانههاى حق كه در برابر سالك قرار گرفته دراز مىشود و آنها را مىگيرد و گاهى كه سالك به نهايات تحير برسد حالتى بر آن دست طارى مىشود كه گويا كوبندهاى از آتش در دست گرفته و بر زمين و آسمان فرود مىآورد و چنان مىنمايد كه آنها به خونريزى آيات الهى پرداختهاند و اين پيش آمد در هنگامى براى او اتفاق مىافتد كه لشگر يا آيات الهى بر او هجوم آورده باشند و يقين او به سرحد كمال رسيده باشد .
و گاهى بجاى همان وسيله كوبش شيشهاى از لفظ در دست او قرار مىگيرد و همانند لفظ ريزى تصميم دارد تا هرچه در آسمان و زمين وجود دارد بسوزاند .
و سر اينگونه پيدايش از آنست كه هيچ چيزى نمىتواند سالك صادق و مخلص عاشق را از مقصود و مطلوبش دور بدارد پس هرگاه آن مانع در برابر سالك قرار بگيرد و نگران به حال او بشود بلافاصله آيات و علامات حجاب آن مانع خواهند شد .