بىسابقه از آنجا براى وى متمثل مىشود كه در عالم ارواح چنان ارتباطى فيما بين ارواح وجود داشته و اكنون نمودارى از اسرار عالم ارواح براى وى ظهور مىكند و خواص از مردم بدنبال پيشآمدى كه براى آنها شده است متوجه مىشوند كه در عالم اشخاص زيارتى براى آنها بوجود آمده آرى اينگونه زيارت همان زيارت روحى است كه در عالم ارواح و پيش از اجساد براى آنها بوقوع پيوسته .
در مراجعت شيخ
در آغازى كه به خدمت شيخ عمار رسيدم و اتصالى فيما بين واقع شد از اينگونه زيارت مطلع بودم ليكن صدق و كذب و صحت و سقم آن براى من مسلم نبود تا اينكه شيخ به يكى از ديهات مسافرت كرد در مراجعت و در هنگامى كه نزديك به شهر رسيد سنگينى شيخ و سايه و همت او را در خود احساس كردم و چنان تحت تأثير وقار او قرار گرفته بودم كه گويا كوه گرانبارى بر روى من افتاده كه تاب و توان حركت را از هر جهت از من سلب كرده است در اين موقع بود كه دريافتم شيخ از سفر باز گشته و نزديك به شهر رسيده خطاب به - حاضران گفتم برخيزيد تا به استقبال شيخ رويم زيرا شيخ نزديك به شهر رسيده حاضران كه انتظار چنين سخنى را نداشتند اظهار داشتند از كجا فهميدهاى كه شيخ از سفر بازگشته و نزديك شهر رسيده ؟ گفتم از آنجا كه سنگينى و وقار شيخ را در خود احساس