و خود را در پوشش دامنهاى قلب و روح قرار مىدهند و از طرف ديگر در قلب و روح سالك حقيقت تسليم و تفويض و رضا هويدا مىشود و باب توكل را كه عبارت از تيرى از حول و قوهء غير حق باشد به روى خود مىگشايد و به يقين مىداند بر اثر خوشگمانى كه به انقلاب قلوب و ارواح دارد مىتواند از حقايق اين صفات كاملا برخوردار شود در اين موقعيت است كه نور جمال و رحمت دامنگير آنها شده با آن مأنوس مىشوند پس قلب و روح به حضرت رب العزة باقى مىمانند و هوا و شهوت دست به دامن روح و قلب مىشوند و در نتيجه همگى آنها از كليه انحرافات رهائى مىيابند و اين عدهء رهائى يابندگان آنهايند كه هرگاه كسى با ايشان همنشين شود بيچارگى دست به دامن او نشود و سر جمله الرفيق فى الطريق كه ملازمت رفيق در پيمودن طريق شرط اهم عند الفريق است نمايان مىگردد .
مقام چيست
شكى نيست كه سائر الى اللّه در سفر خود گرفتار رنج و تعب راه مىشود اكنون مقام منزلگاه و آسايشگاه سائر است كه رنج راه را از او مىكاهد بنابراين حال به مثابهء اسباب سفر و مقام بهمنزلهى دو بال است از براى پرنده و مقام بهمنزلهى لانه آن است .
و سالك در مسير خود ناچار است دو قوه مختلف را در حالت واحد دارا باشد و اين دو قوه از معناى واحدى سرچشمه مىگيرد و