حتما ادعاى خود آنان نيز بىاساس خواهد بود ؛ چرا كه دليلشان براى ابطال اين ادعاها ، شامل ادعاى خودشان نيز مىشود .
لكن همان گونه كه خواهيد ديد ، اين انتقاد نيز واهى و بىاساس است . به خاطر اينكه : ( 1 ) اولا : اماميه اين ادعاها را بدين جهت مردود مىدانند كه بعضى از اين افراد به طور قطع و مسلم كشته شدهاند و امامان بعد از آنان نيز بر كشته شدن آنان شهادت دادهاند و هيچ جاى ترديدى در آن وجود ندارد و انكار كردن امور حسى و قطعى ، نزد عقلا باطل و مردود است .
و بعضى ديگر آنان نيز به طور قطع مردهاند و امامان بعدى نيز بر مردن آنان شهادت دادهاند ولى بر عكس ، در ادعاى اماميه ، هيچ امرى كه به طور حسى صورت گرفته باشد ، وجود ندارد و پس از « مهدى » نيز امامى كه بر خلاف ادعاى آنان شهادت دهد ، وجود نداشته است . بنا بر اين ، مقايسه بين اين دو ادعا به شهادت « عقل و وجدان » بىدليل و برهان بوده و در حقيقت جز تحريف حقيقت ، چيزى بيش نخواهد بود .
( 2 ) ثانيا : ما اين ادعاها را به اين جهت رد نمىكنيم كه مدت غيبت اين افراد ، طولانى بوده و يا عادتا چنين پنهانشدنها تا مدت زيادى نمىتواند ادامه يابد ، تا اينكه ادعاى ما نيز به همان گفته مردود شود ، بلكه انكار اين ادعاها از طرف ما به اين دليل است كه در كشته شدن بعضى از آنان و مردن بعضى ديگر از آنان علم و حس و وجدان
الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٨٧