( 1 ) « اعشى » « 1 » شاعر معروف ، اين اشعار را در بارهء « لقمان » سروده است :
« براى خود هفت نسر را پس از يك ديگر پرورش دادى .
هر گاه كه نسرى مىرفت ، نسر ديگرى را انتخاب مىكردى » .
« پس آنقدر عمر كرد كه گفت : نسرهاى من نمىميرند و آيا زندگى زندگان تا ابد ادامه خواهد يافت ؟ » .
« و گفت به آخرين نسر هنگامى كه پرهايش مىريخت :
مردى و ميراندى پسر عاد را و نمىدانى » .
( 2 ) ب : يكى ديگر از معمرين « ربيع بن ضبع بن وهب بن بغيض بن مالك بن سعد بن عدى بن فزارة » است كه 340 سال عمر نموده و پيغمبر اسلام را درك كرده و اين اشعار از اوست :
« هر گاه زمستان رسيد ، مرا شديدا حفظ كنيد ؛ چرا كه زمستان پيرمرد را ناتوان مىكند » .
« و اما هنگامى كه زمستان رفت و آسمان آرام شد ، يك زير جامه يا عباى نازكى او را كفايت مىكند » .
هامش
( 1 ) « اعشى » به معناى كسى است كه هميشه شب از خانه بيرون مىرود و نيز به معناى آدم شبكور آمده است . و « اعشى » لقب 22 شاعر است كه بزرگترين و مشهورترين آنان « اعشى قيس » مىباشد و مراد مؤلف همين شخص است . وى اهل « يمامه » و از كسانى است كه اسلام را درك نموده و از بهترين شاعرانى است كه شعرش در فن موسيقى عربى ، مورد توجه خاصى قرار دارد و موسيقىدانان در باره خلفاى بنى اميه و بنى عباس از اشعار او بسيار استفاده مىكردند و به همين خاطر در بين ادباى عرب به ( تارزن عرب ) مشهور است ، وى عمر خود را به مسافرت در سرزمينهاى جزيرة العرب و نواحى فارس و حبشه گذراند و بيشتر اشعار خود را در مدح پادشاهان سروده است .