تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
تغييرى نكرد و « متلمس يشكرى » اين شعر را در بارهء وى سروده است : « براى بردبار تا به امروز عصا به زمين زده نشد . « 1 » و انسان به اين جهت چيزى را ياد مىگيرد تا بداند » . ( 1 ) و : يكى ديگر از معمرين ، « ضبيرة بن سعيد بن سعد بن سهم بن عمرو » است كه 220 سال عمر كرد و ابدا علامت پيرى در او ظاهر نشد و اسلام را درك كرد ، ولى اسلام نياورد . « ابو حاتم رياشى » از « عتبى » از پدرش نقل مىكند كه گفت : « ضبيرهء سهمى » در سن 220 سالگى مرد در حالى كه موهايش همگى سياه و دندانهايش سالم بود و پسر عمويش « قيس بن عدى » در سوگ او اين شعر را سروده است : « چه كسى از مرگ در امان خواهد ماند بعد از اينكه ضبيرهء سهمى مرد . مرد در حالى كه هنوز پير نبود و مردنش بر خلاف انتظار بود » . « پس آماده شويد تا اينكه مرگ بدون خبر كردن شما را درنيابد » . ( 2 ) ز : يكى ديگر از معمرين ، « دريد بن صمهء جشمى » است كه « دويست » سال عمر كرد و اسلام را دريافت ولى مسلمان نگرديد و
هامش
( 1 ) اين مثلى مىباشد در عرب و براى اين است كه انسان دوست خودش را هنگام خطايش متوجه سازد و اصل آن اين است كه « عامر بن ظرب » در مورد سن طولانيش ، مورد طعن قرار گرفت و قومش او را غير عاقل شمردند . لذا پس او به فرزندانش گفت : « هر گاه ديديد كه من از سخن درست بيرون شدم و به گفتن حرفهاى نامربوط دم زدم ، با عصا به زمين بزنيد تا من متوجه شوم » . مراد شاعر اين است كه : بردبار با اينكه عمرش طولانى گشته اما هنوز عقل خود را از دست نداده و محتاج اين نيست كه براى او عصا بر زمين بزنند .