اين مسأله روايت شده است « 1 » .
و مكحول ، حديث حسن بصرى را به صورت اضطرار حمل كرده است . از ابن راشد نقل شده است كه مىگويد : مكحول را ديدم كه بر عمامهء خود سجده مىكند ، پس به او گفتم : چرا بر عمامهء خود سجده مىكنى ؟ پاسخ داد : از سرما نسبت به چشمان خود بيمناك هستم « 2 » .
علاوه ، اينكه راوى حديث ، ابو هريره مىباشد كه حال او معلوم است « 3 » . و نيز راوى از ابو هريره هم عبد اللّه است كه به زودى در مورد ضعيف بودن و قابل اعتنا نبودن او سخن خواهيم گفت .
علاوه بر همه اين اشكالها ، اينكه پيامبر با صراحت از سجده بر گوشهء عمامه نهى فرموده است ، چنان كه سابقا بيان شد .
نويسندهء كتاب « الإمام الصادق و المذاهب الأربعة » دربارهء سجده بر گوشهء عمامه مىنويسد « 4 » : شيعه ، معتقد به عدم جواز است و شافعى هم با آنان موافقت كرده است . و احمد نيز در يكى از دو نقلى كه از او آورده شده ، با اين نظر موافق است . و علّت اين قول به عدم جواز مىتواند چنين باشد كه سجده بر گوشهء عمامه توسّط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم ثابت نشده و علاوه اينكه حضرتش همواره از اين عمل نهى مىفرموده است .
بله ، عبد اللّه بن محرز از ابى هريره روايت مىكند كه : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بر گوشهء
هامش
( 1 ) - السنن الكبرى ، بيهقى ، ج 2 ، ص 102 .
( 2 ) - المصنف ، عبد الرزاق ، ج 1 ، ص 400 : « رأيت مكحولا يسجد على عمامته . فقلت : لم تسجد عليها ؟ فقال :
اتّقى البرد على انسانى » .
( 3 ) - در مورد وى به كتاب « ابو هريره » به قلم علّامهء فقيد شرف الدين . و كتاب « شيخ المضيره » و كتاب « ابو هريره فى التيار » رجوع شود .
( 4 ) - كتاب الامام الصادق و المذاهب الأربعة ، ج 6 ، ص 281 .