آنان را آزاد نمود و آنها به اردوگاه خود بازگشتند . عمروبن عاص در مورد اسيرانى كه معاويه آنها را اسير كرده بود به او مىگفت كه آنها را بكش در همان حال اسيرانى كه على عليه السّلام آنان را آزاد كرده بود ، از راه رسيدند . . . .
على عليه السّلام بدينسان بود كه اگر اسيرى از اهل شام مىگرفت ، رهايش مىكرد مگر موقعى كه يكى از يارانش را كشته باشد كه به ازاى وى او را مىكشت . و اگر اسيرى را آزاد مىكرد و آن اسير بار ديگر باز مىگشت ، او را آزاد نمىكرد و مىكشت . على عليه السّلام مجروحين و فراريان جنگ را با اين كه معاويه با حضرتش دشمن بود ، بزرگوارى مىكرد و نمىكشت ؛ با اين كه معاويه زنده بود و پناهگاه فراريان ، طبق رسم معمول جنگ كه فراريان مظنون به الحاق مجدد به نيروى دشمن را مىكشتند ، آنها را نمىكشت . « 1 »
5 . در جريان به اسارت درآمدن اصبغ بن ضرارى به دست مالك اشتر ( خارج از صحنه نبرد ) ، على عليه السّلام تأكيد داشت كه اسير منفعل از جنگ نبايد كشته شود . اشتر عرض كرد : اگر كشتنى باشد او را بكش و اگر در اين امر مختارى او را به ما ببخش . على عليه السّلام فرمود : « وى آنِ توست . امّا اگر مردى از اهل قبله را اسير كردى او را نكش زيرا اسير اهل قبله نه كشته مىشود و نه فديه گرفتنى است « 2 » . »
6 . يزيد بن بلال گويد : به همراه على عليه السّلام در جنگ صفين شركت كردم ، اگر اسيرى نزد او مىآوردند ، به او مىفرمود : « تو را هرگز به صبر نخواهم كشت چون از خداى خويش مىترسم » سلاح او را مىگرفت و سوگندش مىداد
هامش
( 1 ) . جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 99 و 176 به نقل از وقعة صفين .
( 2 ) . « قال : هو لك يا مالك فاذا اصبت اسير اهل القبلة فلا تقتله ، فان اسير اهل قبلة لا يفادى و لا يقتل . » جامع الاحاديث به نقل از وقعة صفين ؛ الفتوح ابناعثم ، ج 3 ، ص 191 ؛ شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد ، ج 8 ، ص 101 .