از علىبن الحسين امام سجاد عليه السّلام روايت شده كه فرمود :
« روزى نزد مروان بن حكم رفتم و او به من گفت « هيچ فاتحى بخشندهتر از پدرت نديدم . و آن ، چنان بود كه در روز جمل به محض شكست ، پا به فرار گذارديم امّا منادى او نداء در داد كه هيچ فراريى كشته نخواهد شد و زخميان مورد تعرض قرار نگيرند « 1 » ، و اسيرى كشته نخواهد شد . و هر كس كه درب خانهاش فرو بندد در امان است و هر كس سلاح بر زمين نهد در امان است و زنهار از آزار زنها ، هر چند به نواميستان دشنام دهند و بزرگانتان را به زشتى ياد كنند . عورتى آشكار نگردد و پرده كسى دريده نشود و به هيچ خانهاى وارد نشوند مگر آن كه اجازه دهند . ساز و برگ كشتگان هرگز مصادره نشود و هيچ كشتهاى را مثله نكنيد و چيزى از اموال كسى به غارت نبريد و فراريى مورد تعقيب قرار نگيرد و اطفال اسير گرفته نشوند ، و زنان و فرزندان زندانى نشوند . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : السنن الكبرى ، ج 8 ، ص 181 ؛ كنزالعمال ، ج 11 ، ص 326 ؛ انسابالاشراف ، ج 2 ، ص 262 ؛ المبسوط شيخ طوسى ، ج 7 ، ص 264 ؛ سنن سعيدبنمنصور ، ج 2 ، ص 337 .
همه اين عكسالعمل را از نصوص فراوانى كه بازگو كننده سيره اميرالمؤمنين عليه السّلام در جنگ جمل مىباشند ، فراهم آوردهام طى صفحات آينده عين مطالب نقل خواهند شد . ر . ك : السننالكبرى ، ج 9 ، ص 181 ؛ مصنف ابنابىشيبه ، ج 15 ، ص 267 ؛ كنزالعمال ، ج 11 ، ص 326 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 262 ؛ سنن سعيدبنمنصور ، ج 2 ، ص 337 ؛ جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 99 ؛ غريبالحديث ؛ 4 ، ص 34 - 35 ؛ مصنف عبدالرزاق ، ج 10 ، ص 123 ؛ الجمل ، ص 127 ؛ تاريخ واسط ، ص 165 ؛ الوسائل ، ج 11 ، ص 54 ؛ البحار ، ج 8 ، چ كمپانى ، ص 574 ؛ الفتوح ابن اعثم ، ج 3 ، ص 191 ؛ شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد ، ج 8 ، ص 101 ؛ المحلى ، ج 11 ، ص 101 ؛ العقد الفريد ، ج 4 ، ص 337 ؛ نصب الراية ، ج 3 ، ص 463 ؛ تيسيرالمطالب ، ص 62 ؛ احكامالقرآن جصاص ، ج 5 ، ص 284 ؛ البحار ، ج 32 ، ص 330 ؛ الخراج ابويوسف ، ص 232 و كتب ديگر كه تفصيل آن بعداً خواهد آمد .
( 2 ) . « دخلت على مروانبنالحكم فقال ما رايت اكرم غلبة من ابيك ، ما هو الا ان ولينا يوم الجمل فنادى مناديه : لا يقتل مدبر و لا يذفف على جريح ولا يقتل اسير و من اغلق بابه فهو آمن ، و من القى السلاح فهو آمن ، و اياكم و النساء و ان شتمن اعراضكم و سببن امراءكم ولا يكشف عورة ، ولا يهتك ستر ، و لايدخل دار الا باذن ، و لا تسلبن قتيل ، ولا تمثلوا بقتيل ولا تاخذوا من اموالهم شيئا ولا تطلب هارب و لا تسبى الذرية و لا تحبس النساء و الذرية » .