فقدان برادران ، نيرو و توان ( يا آدم نيرومند و پر توان ) را سست گرداند .
342 / 69 -
قد يتفاصل المتفاصلان و يشتّ جمع الأليفين . 4 / 473 گاه است كه دو گروه به هم پيوسته جدا مىشوند ، و دو دسته مردمان هم خوى و همدم پراكنده مىشوند . « 1 »
343 / 70 -
قليل من الإخوان من ينصف .
4 / 499 برادرانى كه انصاف را رعايت كنند اندكند .
344 / 71 -
من لا أخا له لا خير فيه . 5 / 224 كسى كه برادرى ندارد خيرى ندارد .
345 / 72 -
من آخى في اللَّه غنم . 5 / 159 كسى كه در راه خدا برادرى گيرد سود برد .
346 / 73 -
من آخى في الدّنيا حرم . 5 / 159 كسى كه در راه دنيا برادرى بر قرار سازد محروم گردد .
347 / 74 -
من استطال على الإخوان لم يخلص له إنسان . 5 / 286 كسى كه بر برادران سر بزرگى و تكبر كند ، هيچ انسانى با او خالص و صاف نباشد .
348 / 75 -
ليس لك بأخ من احتجت إلى مداراته . 5 / 85 برادرت نيست كسى كه تو نيازمند باشى ( در همه جا و در هر كارى اگر چه خلاف باشد ) با او مدارا كنى .
349 / 76 -
ليس لك بأخ من أحوجك إلى حاكم بينك و بينه . 5 / 85 برادرت نيست كسى كه تو را محتاج به حاكمى ميان تو و خود سازد . « 2 »
350 / 77 -
لم يسد من افتقر إخوانه إلى غيره . 5 / 93
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) در شرح اين جمله فرموده : منظور مذمت دنيا است كه در آن گاهى يا بسيار مصاحبان هم خوى و پيوسته از هم جدا شوند و جمعيتها پراكنده شوند به وسيلهء مرگ يا وسائل ديگر .
( 2 ) يعنى برادر راستين كسى است كه كارى نكند كه سبب شود براى رفع مشاجره و نزاع با برادرش نزد حاكمى بروند ، و كلام ديگرى به همين مضمون در چند صفحه قبل از اين نيز گذشت .