به راستى كه براى رنجها سرانجامى است ، و براى سرانجامها نيز پايانها است ، پس در برابر آنها صبر و بردبارى كنيد تا به پايان رسد ، و از اين رو جنبش كردن پيش از گذشتن آن زمان ، محنت را افزون كند .
4832 / 62 -
إن ابتلاكم اللَّه بمصيبة فاصبروا . 3 / 1 اگر خدا شما را به مصيبتى گرفتار كرد ، صبر كنيد .
4833 / 63 -
إن تصبروا ففى اللَّه من كلّ مصيبة خلف . 3 / 3 اگر صبر كنيد خداى را از هر مصيبتى جانشينى است ( كه جبران كند مصيبت را ) .
4834 / 64 -
إن صبرت جرى عليك القلم و أنت مأجور ، و إن جزعت جرى عليك القلم و أنت مأزور . 3 / 3 اگر ( در برابر بلا ) صبر كردى آنچه قلم تقدير بر تو نوشته اجرا شود و تو هم مأجور خواهى بود ( چون صبر كردهاى ) ولى اگر بىتابى كنى ( و صبر نكنى ) همان كه قلم نوشته بر تو اجرا شود در صورتى كه تو گنهكار خواهى بود .
4835 / 65 -
إن صبرت أدركت بصبرك منازل الأبرار ، و إن جزعت أوردك جزعك عذاب النّار . 3 / 4 اگر صبر كنى به خاطر همين صبر خود ، جايگاه نيكوكاران را در خواهى يافت ، و اگر بىتابى كنى همين بىتابى ، تو را به عذاب دوزخ در خواهد انداخت .
4836 / 66 -
إن صبرت صبر الأحرار و إلّا سلوت سلوّ الأغمار . 3 / 4 اگر صبر كنى صبر ( كردهاى صبر ) آزادمردان ، و گر نه به فراموشى زدهاى خود را همچون جاهلان و بىخبران .
4837 / 67 -
إن صبرت صبر الأكارم و إلّا سلوت سلوّ البهائم . 3 / 11 اگر صبر كنى صبر بزرگواران ( است ) و گر نه خود را به غفلت بزن همچون چهار پايان . « 1 »
هامش
( 1 ) - منظور از اين دو كلام اين است كه اگر در برابر پيش آمدهاى ناگوار در آغاز صبر كنى همچون آزادگان و مردان بزرگ ، كه چه بهتر و زهى شرف و بزرگوارى ، ولى اگر صبر نكنى چندى بىتابى و جزع و فزع كنى و سرانجام به ناچار مانند نادانان و چهار پايان تسليم خواهى شد .