راضى نخواهى شد .
4818 / 48 -
اشتغل بالصّبر على الرّزيّة عن الجزع لها . 2 / 186 خود را با صبر بر مصيبت سرگرم ساز از اينكه براى آن بىتابى كنى .
4819 / 49 -
اصبر على عمل لا بدّ لك من ثوابه ، و عن عمل لا صبر لك على عقابه . 2 / 194 صبر كن بر كارى كه به ناچار نياز به پاداش آن دارى ( يعنى اطاعت خدا ) و از كارى كه صبرى بر عقاب و كيفر آن ندارى ( يعنى از گناه و نافرمانى خدا ) .
4820 / 50 -
اطرح عنك واردات الهموم بعزائم الصّبر و حسن اليقين . 2 / 195 بيفكن از خود اندوههايى را كه بر تو فرود آيد ، با صبر جدّى و محكم ، و يقين نيكو .
4821 / 51 -
الزم الصّبر فإنّ الصّبر حلو العاقبة ميمون المغبّة . 2 / 202 ملازم صبر باش كه به راستى صبر سرانجامى شيرين ، و عاقبتى فرخنده دارد .
4822 / 52 -
الزموا الأرض و اصبروا على البلاء ، و لا تحرّكوا بأيديكم و هوى ألسنتكم . 2 / 243 بر جاى خود بايستيد ( و دست به كارى نزنيد ) و در برابر بلا و گرفتارى شكيبا باشيد ، و به خاطر هوا و هوس زبانها و دستهايتان را براى جنگ به كار نيندازيد . « 1 »
4823 / 53 -
الزموا الصّبر فإنّه دعامة الإيمان و ملاك الأمور . 2 / 257 ملازم صبر و بردبارى باشيد ، زيرا صبر ستون ايمان و ملاك و اساس كارها است .
هامش
( 1 ) - مراد از « زمين » در اين كلام شهر كوفه است ، و اين سخنان را امام عليه السلام در وقتى به ياران خود فرموده كه زمينهء جنگ با دشمن فراهم نبوده و جمعى روى هوا و هوس و سخنهاى تهديد آميز تو خالى مىخواستند ياران آن حضرت را حركت دهند ، امام عليه السلام به آنها دستور آرامش و توقف مىدهد ، و مصلحت آنها را در سكوت و صبر مىداند ، و حتى برخى احتمال دادهاند كه اين سخنان خبرهايى است كه از نزديك شدن رحلت خود مىدهد ، كه پس از من چنين كنيد كه ديگر شما را ياورى نخواهد بود ، و به هر صورت در نهج البلاغه ( خطبهء 190 ) اين گونه است : « الزموا الارض ، و اصبروا على البلاء ، و لا تحرّكوا بأيديكم و سيوفكم فى هوى السنتكم . . . » و اين ظاهرتر است .