تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩

4809 / 39 -

الصّبر أن يحتمل الرّجل ما ينوبه ، و يكظم ما يغضبه . 2 / 69 صبر ، عبارت است از اينكه مرد تحمل كند مصيبتى را كه به او مىرسد ، و فرو خورد آنچه كه او را به خشم آورد .

4810 / 40 -

الصّبر صبران : صبر على ما تكره و صبر عمّا تحبّ . 2 / 72 صبر دو گونه است : يكى صبر بر آنچه ناخوش دارى ، و ديگر صبر از آنچه دوست مىدارى . « 1 »

4811 / 41 -

الصّبر أحسن حلل الإيمان و أشرف خلائق الإنسان . 2 / 73 صبر ، بهترين جامه‌هاى ايمان و شريف‌ترين خصلتهاى انسان است .

4812 / 42 -

الصّبر عن الشّهوة عفّة و عن الغضب نجدة و عن المعصية ورع . 2 / 82 صبر از شهوت و خواهش نفسانى ، عفّت و پاكدامنى است ، و صبر از خشم ، مردانگى و دلاورى ، و صبر از گناه و معصيت ، ورع و پارسايى است .

4813 / 43 -

الصّبر صبران : صبر فى البلاء حسن جميل ، و أحسن منه الصّبر عن المحارم . 2 / 108 صبر بر دو گونه است : صبر در بلا و گرفتارى كه نيكو و زيباست ، و نيكوتر از آن ، صبر از محرّمات الهى است .

4814 / 44 -

الصّبر على مضض الغصص يوجب الظّفر بالفرص . 2 / 136 صبر بر درد و رنج اندوهها ، موجب پيروزى و دست يافتن به فرصتهاست .

4815 / 45 -

اصبر تظفر . 2 / 170 صبر كن تا پيروز شوى .

4816 / 46 -

اصبر تنل . 2 / 172 صبر كن تا به مراد خويش نايل گردى .

4817 / 47 -

اغض على القذى و إلّا لم ترض أبدا . 2 / 186 بر خاشاكى كه روزگار به چشمت ريزد ، ديده بر هم نه و صبر كن و گر نه هرگز
هامش
( 1 ) - كه در اوّلى بايد آمدنش را تحمل كند و در دومى ترك و واگذاردنش را ، كه در اول با ذكر « على » و در دوم با ذكر « من » اين مطلب را بيان فرموده است .