2712 / 10 -
سوء التّدبير مفتاح الفقر . 4 / 132 تدبير بد ، كليد فقر و نادارى است .
2713 / 11 -
صلاح العيش التّدبير . 4 / 194 اساس اصلاح در زندگى تدبير است .
2714 / 12 -
من ساء تدبيره تعجّل تدميره .
5 / 187 كسى كه تدبيرش بد باشد در نابودىاش شتاب كند .
2715 / 13 -
من ساء تدبيره بطل تقديره .
5 / 216 كسى كه تدبيرش بد باشد اندازه گيرىاش در كارها بيهوده گردد .
2716 / 14 -
من تأخّر تدبيره تقدّم تدميره .
5 / 215 كسى كه تدبيرش را به تأخير اندازد نابودىاش پيش افتد .
2717 / 15 -
من ساء تدبيره كان هلاكه فى تدبيره . 5 / 365 هر كه تدبيرش بد باشد نابودىاش در همان تدبير او است .
2718 / 16 -
لا عقل كالتّدبير . 6 / 347 هيچ عقلى همچون تدبير نيست .
2719 / 17 -
يستدلّ على الإدبار بأربع :
سوء التّدبير ، و قبح التّبذير ، و قلّة الاعتبار ، و كثرة الاعتذار . 6 / 449 راهنمايى شود بر پشت كردن دولت به چهار چيز : بدى تدبير ، زشتى اسراف و تبذير ، كمى عبرت گيرى ( از حوادث ) و عذر خواستن بسيار . « 1 »
2720 / 18 -
لا فقر مع حسن تدبير . 6 / 437 با تدبير نيكو فقر و ندارى نخواهد بود .
2721 / 19 -
لا غنى مع سوء تدبير . 6 / 437
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) در اينجا « كثرة الاعتذار » را به بسيار مغرور شدن معنى كرده ، ولى اين حقير با تفحصى كه در كتابهاى لغت نمودم « اعتذار » را به معناى غرور و مغرور شدن نيافتم ، و بنابر آنچه ترجمه شد منظور اين است كه يكى از اسباب ادبار و برگشت روزگار اين است كه انسان كارهايى انجام دهد كه مجبور باشد پيوسته از ديگران يا از مردم خود عذر خواهى كند ، چنانچه در روايات ديگرى نيز از امام عليه السّلام آمده كه به يكى از عمال و فرمانداران خود دستوراتى مىدهد ، از آن جمله مىفرمايد : « و ايّاك و ما يعتذر منه » سخت بپرهيز از اينكه كارى كنى كه مجبور باشى از مردم عذر خواهى كنى .
( نهج البلاغه نامه 33 )