گرفتار فريب نفس يا مردم نشده باشد خود را به خطر نيندازد ) . « 1 »
2408 / 3 -
لا تخاطر بشىء رجاء أكثر منه .
6 / 270 به خطر نينداز چيزى را به خاطر رسيدن به بيشتر از آن .
باب خفّة الظهر ( سبكبارى )
2409 / 1 -
فى خفّة الظّهر راحة السّرّ و تحصين القدر . 4 / 400 آسايش درونى و نگهدارى قدر و مرتبه در سبكبارى است .
باب الاستخفاف ( سبك شمردن )
2410 / 1 -
لا تزدرينّ أحدا حتّى تستنطقه .
6 / 271 هيچكس را سبك مشمار تا او را به سخن آورى ( و از سخن و گفتارش سبكى يا سنگينى او را بدانى ) . « 2 »
2411 / 2 -
إيّاك أن تستخفّ بالعلماء ، فإنّ ذلك يزرى بك و يسىء الظّنّ بك و المخيلة فيك . 2 / 319 سخت بپرهيز از اينكه علما و دانشمندان را سبك بشمارى ، كه اين كار ، تو را عيب دار و ديگران را به تو بدگمان مىكند ، و انظار را نسبت به تو بد خواهد كرد . « 3 »
2412 / 3 -
أكبر الشّرّ فى الاستخفاف بمولم عظة المشفق النّاصح ، و الاغترار بحلاوة ثناء المادح الكاشح . 2 / 452 بزرگترين بدىها در اين است كه آدمى پند دردناك انسان مهربان خير خواه را سبك بشمارد ، و به شيرينى ستايش و مدح ظاهر فريب دشمن مغرور شود .
2413 / 4 -
من لم يحسن الاستعطاف قوبل بالاستخفاف . 5 / 250 كسى كه ارزش خوبى مهربانى كردن را
هامش
( 1 ) - بهترين مصداق اين فرمايش افرادى هستند كه در مسابقات خطرناك ، بازى و يا شرط بندى مىكنند .
( 2 ) اين شعر هم مىتواند شاهدى بر اين گفتار باشد كه گويد :تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد( 3 ) شاعر پارسى گويد :بزرگش نخوانند اهل خرد * كه نام بزرگان به زشتى برد