و معاده . 5 / 259 هر كس خداوند خصم و دشمن او باشد حجّت و دليل او را باطل كند ( و عذر تراشى او را نپذيرد ) و در دنيا و آخرت او را عذاب كند .
2400 / 4 -
من بالغ فى الخصام أثم و من قصّر عنه خصم . 5 / 472 كسى كه در دشمنى از حدّ بگذراند گناه كار است و كسى كه كوتاه آيد شكست خورد ( بلكه بايد اعتدال را در اين باره از دست ندهد ) .
2401 / 5 -
لا يستطيع أن يتّقى اللَّه من خاصم . 6 / 396 كسى كه حالت مخاصمه و دشمنى با مردم دارد نمىتواند تقواى الهى داشته باشد .
باب الخضوع ( تواضع )
2402 / 1 -
الخضوع دنائة . 1 / 42 فروتنى دنائت است . « 1 »
2403 / 2 -
كلّ شىء خاضع للَّه . 4 / 538 هر چيزى در برابر خداى تعالى خاضع و فروتن است .
2404 / 3 -
من خضع لعظمة اللَّه ذلّت له الرّقاب . 5 / 397 كسى كه در پيشگاه عظمت خداوند خضوع كند مردمان در برابرش رام گردند .
2405 / 4 -
لا عبادة كالخضوع . 6 / 357 هيچ عبادتى همانند خضوع به درگاه خداوند نيست .
باب الخطر
2406 / 1 -
المتعرّض للبلاء مخاطر . 1 / 141 كسى كه خود را در معرض بلا و گرفتارى قرار دهد در خطر است .
2407 / 2 -
المخاطر متهجّم على الغرر .
1 / 332 كسى كه خود را به خطر اندازد فريب خورده است ( چون آدم عاقل و دانا كه
هامش
( 1 ) - دنائت را دو جور مىتوان معنى كرد ، اگر مصدر « دنو » از ناقص واوى باشد به معناى نزديكى و قرب است ، و معناى كلام اين است كه خضوع و فروتنى در پيشگاه خداى تعالى سبب قرب و نزديكى به او خواهد بود ، و اگر از « دنى » و ناقص يا بى بگيريم ، به معناى پستى و ساقط شدن مىآيد ، و معنى كلام اين است كه خضوع در برابر دشمن يا دنيا پرستان سبب پستى انسان مىگردد .