حاجتهاى مردم نيز به سويش زياد گردد .
2270 / 7 -
من احتجت إليه هنت عليه .
5 / 331 كسى را كه نياز به سوى او پيدا كنى در نزد او خوار گردى . « 1 »
2271 / 8 -
من احتاج إليك كانت طاعته لك به قدر حاجته إليك . 5 / 366 كسى كه به تو نيازمند شد فرمانبردارى و اطاعتش از تو نيز به اندازهء احتياجى است كه به تو دارد .
2272 / 9 -
من كانت له إلى اللّئام حاجة فقد خذل . 5 / 462 كسى كه نياز به مردمان پست پيدا كند به حقيقت كه خوار گشته است .
2273 / 10 -
من احتاج إليك وجب إسعافه عليك . 5 / 468 كسى كه به تو نيازمند شد كمك به او بر تو واجب است .
2274 / 11 -
لا تخيّب المحتاج و إن ألحف .
6 / 341 شخص نيازمند را محروم و نوميد مكن اگر چه اصرار ورزد .
2275 / 12 -
لا يستقيم قضاء الحوائج إلّا بثلاث : بتصغيرها لتعظم ، و سترها لتظهر ، و تعجيلها لتهنأ . 6 / 422 راست و درست در نيايد بر آوردن حاجتها مگر به سه چيز : به كوچك شمردنش تا بزرگ شود ، و به پنهان كردنش تا آشكار شود ، و به شتاب كردنش تا گوارا باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - پس انسان تا مىتواند نبايد حاجت خود نزد كسى ( جز خداى تعالى برد ) آن شاعر پارسى گويد :دست حاجت چو برى پيش خداوندى بر * كه كريم است و رحيم است و غفور است و ودود
كرمش نامتناهى نعمش بىپايان * هيچ خواهنده از اين در نرود بىمقصودآن شاعر ديگر گويد :هر كه حاجات خود از غير خدا مىطلبد * چون گدايى است كه حاجت ز گدا مىطلبد( 2 ) ظاهرا منظور از بزرگ شدن و آشكار شدن در قيامت باشد ، و ممكن است در دنيا نيز باشد به اين معنا ، كه وظيفهء كسى كه حاجت مردم روا مىكند اين است كه كوچك شمارد آن را ولى خداوند آن را در نظر مردم بزرگ كند ، و او پنهان كند تا خداوند آن را براى مردم آشكار كند .