را تباه سازد .
792 / 39 -
البخيل يبخل على نفسه باليسير من دنياه و يسمح لورّاثه بكلّها . 2 / 71 شخص بخيل به اندكى از مال دنيا بر خود بخل ورزد ، ولى همهء آن را سخاوتمندانه به وارثان خود مىبخشد .
793 / 40 -
البخل بالموجود سوء الظّنّ بالمعبود . 1 / 329 بخل ورزيدن به مال موجود ، بدگمانى به خداى معبود است .
794 / 41 -
سبب زوال اليسار منع المحتاج . 4 / 122 آنچه سبب از بين رفتن توانگرى و دارايى مىشود باز داشتن مال از نيازمند است .
795 / 42 -
عجبت للشّقىّ البخيل يتعجّل الفقر الّذى منه هرب ، و يفوته الغنى الّذى إيّاه طلب ، فيعيش فى الدّنيا عيش الفقراء ، و يحاسب فى الآخرة حساب الأغنياء . 4 / 346 در شگفتم از بخيل بدبخت كه همان فقرى را كه از آن مىگريزد پيش انداخته ( و آمدنش را شتابان كرده ) و بىنيازى و ثروتى را كه در طلب و جستجوى آن است از دست داده ، و از اين رو در دنيا زندگى فقيران و نيازمندان را دارد ، و در آخرت حساب ثروتمندان و اغنيا را باز پس دهد .
796 / 43 -
فى الشّحّ المسبّة . 4 / 400 در بخل ، دشنام است .
797 / 44 -
كثرة الشّحّ توجب المسبّة .
4 / 591 بخل زياد ، دشنام به بار آورد .
798 / 45 -
من بخل بدينه جلّ . 5 / 190 كسى كه به دين خود بخل ورزد بزرگى يابد . « 1 »
799 / 46 -
من قبض يده مخافة الفقر فقد تعجّل الفقر . 5 / 181
هامش
( 1 ) - منظور اين است كه بخل در مال دنيا مذموم است ولى بخل در دين - يعنى انسان سعى كند دين خود را نگه دارد و آن را به دنيا نفروشد و از دست ندهد - ممدوح و پسنديده است .