1 - پشتوانهء ( فيا ليت الشّباب لنا يعود ) آرزو و تمنى است .
2 - پشتوانهء ( لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك امرا ) ، اميد و رجاء به آينده است .
3 - پشتوانهء ( قتل الانسان ما اكفره ) تعجّب است .
4 - پشتوانهء ( محمد نبى صلّى الله عليه و إله ) تصديق و اذعان به نسبت است .
امّا شما مدّعى هستيد كه : فراتر از كلام لفظى و صفات معروفهء نفسانى مثل : تمنى ، ترجى و . . .
يك كلام نفسى نيز وجود دارد ، و حال آنكه اين مطلب از آن شعر بدست نمىآيد .
* دومين دليل اشاعره بر مغايرت ميان طلب و اراده چيست ؟
اين است كه : 1 - در اوامر امتحانى : گاهى مولى امرى را صادر مىكند مثل : امر به ذبح حضرت اسماعيل
- هدف مولى از امر مزبور ، انجام آن در خارج نيست بلكه براى امتحان عبد است .
- در چنين امرى مسلّما ، طلب تحقّق دارد ، لكن اراده وجود ندارد .
پس : طلب غير از اراده است .
2 - در اوامر اعتذاريّه :
- مولى امرى را صادر مىكند كه نه عبد آن را اتيان مىكند ، نه مولى مايل به اتيان آن توسط عبد است .
- هدف مولى تحصيل عذر است تا عبد را مؤاخذه كرده تنبيه كند .
در چنين امرى نيز طلب هست ، لكن اراده وجود ندارد .
نتيجه اينكه : در اوامر امتحانى و اعتذارى ، ميان طلب و اراده ، انفكاك روشنى وجود دارد .
پس : طلب و اراده دو چيز متغايراند .
* مراد از ( فانّه كما لا ارادة حقيقة فى الصورتين لا طلب كذلك فيهما . . . ) چيست ؟
در حقيقت پاسخ به يك سؤال مقدّر است مبنى بر اينكه :
شما كه مىگوئيد در اوامر امتحانى و اعتذارى ، طلب هست امّا اراده نيست منظورتان از طلب چه نوع طلبى است ، آيا مراد شما از طلب ، طلب حقيقى است و يا طلب انشائى ؟
و لذا جناب آخوند مىفرمايد :
1 - در هر دو صورت ، فوق ، تنها مرتبهء طلب انشائى وجود دارد و نه مرتبهء طلب حقيقى ، چرا كه مولى قلبا طالب اتيان و انجام مامور به نمىباشد .
2 - در هر دو صورت نيز ، تنها مرتبهء ارادهء انشائيه وجود دارد و نه اراده حقيقيه .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٦٧