خير ، با مادهء طلب و يا مادهء امر هم انشاء مىشود : مثل : اطلب منك يا امرك بكذا .
* حاصل مطلب ( و لو ابيت الّا عن كونه موضوعا للطلب فلا اقل من كونه ) چيست ؟
اين است كه جناب آخوند مىفرمايد :
اگر از قبول رأى ما امتناع ورزيد ، اصرار كنيد كه ( امر ) براى مفهوم كلّى طلب و به عبارت ديگر براى كلّى و قدر جامع و يا مطلق الطلب وضع شده است و اختصاص به طلب انشائى ندارد ، به شما مىگوئيم : به فرض كه وضع ( امر ) ، براى خصوص طلب انشائى را انكار كنيد ، انصراف امر به طلب انشائى را كه نمىتوانيد انكار كنيد .
يعنى : حد اوّل اين است كه : از اطلاق لفظ ( امر ) و استعمال آن بدون قرينه ، طلب انشائى به ذهن مىآيد ، و ذهن منصرف و متمايل به طلب انشائى مىشود .
* سبب اين انصراف چيست ؟
غلبهء استعمال لفظ امر در طلب انشائى است كه موجب انس ذهن با اين معنا مىشود ، و عند الاطلاق بر همين طلب انشائى حمل مىشود .
* مراد از ( كما هو الحال فى لفظ الطّلب ايضا ) چيست ؟
اين است كه : واژهء ( طلب ) نيز مثل لفظ ( امر ) است ، بدين معنا كه عند الاطلاق به طلب انشائى منصرف مىشود .
فى المثل : اگر شما به فرزندتان بگوئيد : اطلب منك كتابة رسالة ، ابراز و اظهار طلب به ذهن مىآيد . و نه اينكه صرفا يك ميل قلبى باشد .
به عبارت ديگر : معناى طلب درعينحال كه عام است و شامل طلب حقيقى و انشائى هر دو مىشود لكن در اثر كثرت استعمال ، انصراف پيدا كرده در طلب انشائى و لذا به مجرد شنيدن كلمهء طلب و يا جملهء مثلا : طلب المولى عبده بكذا ، طلب انشائى در ذهن متصوّر مىشود .
* مقدمة بفرمائيد ( اراده ) بر چند قسم است ؟
بر دو قسم : 1 - حقيقى 2 - انشائى .
* ارادهء حقيقى چيست ؟
از كيفيّات نفسانيّه و معانى قائم به ذات مىباشد كه عبارتست از حقيقت تمايل و نزوع .
* ارادهء انشائيه چيست ؟
ارادهاى است كه با صيغهء افعل و امثال آن انشاء مىشود ، يعنى با نفس گفتن افعل ، انشاء اراده مىشود .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 56
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٦