- اراده نيز عند الاطلاق ، به ارادهء حقيقى منصرف مىشود . و سبب اين انصراف هم كثرت استعمال اراده ، در ارادههاى حقيقى است .
* با توجّه به مقدمهء فوق مراد از ( كما ان الامر ( اى الانسان ) فى لفظ الارادة على عكس الطلب ) چيست ؟
ذكر يك تفاوت ميان طلب و اراده است مبنى بر اينكه : اگرچه طلب و اراده لغة فرقى ندارند و مترادفاند ، لكن بين اين دو لفظ مترادف تفاوتى وجود دارد كه آن عبارتست از اينكه : لفظ ( طلب ) در اثر كثرت استعمال ، به طلب انشائى منصرف مىشود ، لكن لفظ ( اراده ) در اثر كثرت استعمال به طلب و ارادهء حقيقى منصرف مىشود .
پس : در عين حال كه معنا و موضوع له ( اراده و طلب ) ، يكى مىباشد لكن از نظر انصراف متفاوتند .
چرا ؟ زيرا : انصراف تابع كثرت استعمال است و اين دو لفظ در اثر كثرت استعمال هريك به چيزى منصرف شده است .
نكته : برخى به دليل همين انصراف طلب و اراده ، تصور كردهاند كه هريك از طلب و اراده داراى معنا و موضوع له مخصوص به خود بوده و داراى دو معناى متغايرند .
يعنى : توجّه نكردهاند كه تفاوت اين دو در موضوع له آنها نبوده و مربوط به مقام انصرافشان مىباشد .
* مقدمة بفرمائيد اراده در چه مواردى مورد بحث واقع مىشود ؟
در دو مورد : 1 - ارادهء حقّ تعالى 2 - ارادهء انسان .
* ارادهء حقّ تعالى چيست ؟
بنا بر مذهب حقّه ، فعل اوست ، چنان كه در مكتب اهل بيت آمده است : انما ارادته فعله .
پس : از صفات فعل حضرت حقّ جلّ و على است و نه از صفات ذات .
* نظر اشاعره در رابطهء با طلب و اراده چيست ؟
قائل به مغايرت طلب و اراده هستند .
* نظر حضرات اماميّه و معتزله در اين رابطه چيست ؟
قائل به اتحاد طلب و اراده بوده و دو لفظ را يك حقيقت مىدانند .
* با توجّه به مقدماتى كه گذشت مراد از ( و اختلافهما فى ذلك الجاء بعض اصحابنا . . . ) چيست ؟
اشاره به نظر برخى از علماى اماميه از جمله مرحوم شيخ محمد تقى اصفهانى صاحب حاشيه
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٧