يا مادّه طالب و يا مبرّز ديگرى اظهار كند . فى المثل : بگويد : جئنى بالماء .
- مادهء افتراقشان در دو جاست :
- يكى آنجا كه طلب انشائى باشد لكن حقيقى نباشد . مثل آنجا كه امر را به داعى تعجيز يا تهديد و يا تسخير صادر مىكند .
- يكى آنجا كه طلب حقيقى اسست ، لكن انشاء نمىشود ، مثل آنجا كه شما حقيقتا طالب چيزى هستيد لكن بدليل موانعى آن را ابراز و انشاء نمىكنيد .
نكته : هيچگونه تلازمى ميان طلب انشائى با طلب حقيقى وجود ندارد .
* مقدمة بفرمائيد ، حمل از نظر علماى منطق بر چند قسم است :
بر دو قسم است : 1 - حمل اوّلى ذاتى 2 - حمل شايع صناعى
* حمل اوّلى ذاتى چيست ؟
اين است كه : موضوع و محمول مفهوما و مصداقا يكى بوده باهم متحدند ، مثل : الانسان - حيوان ناطق .
به عبارت ديگر : گاهى نفس طبيعت و ماهيّت بر خودش حمل مىشود ، فى المثل : الانسان ، انسان .
* حمل شايع صناعى چيست ؟
اين است كه : موضوع و محمول مصداقا باهم متحدند و لكن مفهوما متغايرند ، مثل : زيد انسان .
به عبارت ديگر : گاهى طبيعت بر فردى از افراد و مصداقى از مصاديق خودش حمل مىشود اعم از اينكه اين مصداق :
1 - مصداق ذهنىاش باشد ، مثلا گفته شود : انسان ذهنى و متصوّر در ذهن انسان است .
2 - يا مصداق خارجى و حقيقىاش باشد ، فى المثل گفته شود : زيد خارجى ، انسان است .
3 - و يا فرد انشائى آن باشد ، فى المثل گفته شود : طلب انشائى ، طلب است و يا ملكيّت انشائى ، ملكيّت است .
حال : از نظر مشهور حمل طبيعت بر مصداق ، از نوع حمل شايع صناعى است ، و لذا فرقى ميان فرد ذهنى و خارجى و انشائى وجود ندارد .
* نظر صدر المتألهين در مورد اين حمل چيست ؟
او حمل طبيعت بر مصداق حقيقىاش را حمل شايع صناعى مىداند و نه بر مصداق ذهنى و يا انشائى .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٣