وقتى آن را بطور مطلق و بدون قرينه القاء كنند ، منصرف است به ارادهء حقيقى .
و بخاطر اختلاف طلب و اراده در اين ( انصراف به انشائى در طلب و به حقيقت در اراده ) ، تمايل پيدا كردهاند برخى از اصحاب ما ( اماميه ) به عقيده و گرايش اشاعره به مغايرت ميان طلب و اراده ، بر خلاف جميع اهل حقّ ( دانشمندان شيعه ) و ( علماى ) معتزله ( كه قائل به ) اتحاد ميان طلب و ارادهاند .
پس : اشكالى ندارد ، انصراف عنان كلام به بيان آنچه در اين مقام ، حقّ است هرچند اين مسئله را در برخى از فوائد ( و حواشى ) كه تحقيق نمودهام ، جز اينكه در حواله دادن خوانندگان به آن نوشته خالى از اشكال نمىباشد ، از طرفى هم تكرار مطلب بدون فايده نيست ، پس مناسب كه در اينجا نيز متعرّض اين مسئله شويم .
* * *
تشريح المسائل
* آخرين جهت از جهات مربوط به مادهء امر پيرامون چه مطلبى صحبت مىكند ؟
پيرامون طلب و اراده .
* مقدمة بفرمائيد مفاهيم متصوّر در ذهن بر چند قسماند :
بر سه قسماند :
1 - برخى از مفاهيم متصور در ذهن ، موجود به وجود حقيقى خارجى و يا مجعول به جعل و موجود به وجود تكوينى هستند ، چه به نحو جعل بسيط و چه به نحو جعل تأليفى و مركب ، لكن قابل انشاء نبوده ، وجود اعتبارى ندارند .
چرا ؟ زيرا : انشاء ، ايجاد معنى به لفظ است ، بديهى است كه با گفتن لفظ حجر و شجر و ارض و سماء ، معانيشان در خارج موجود نمىشوند ، هرچند در ذهن تصور مىشوند .
2 - برخى از مفاهيم نيز ، تنها وجود انشائى و اعتبارى دارند ، به عبارت ديگر : در عالم جعل و اعتبار موجود مىشوند ، لكن از وجود تكوينى و حقيقى خارجى بىبهرهاند ، مثل :
- اعتبارات عقلائى از جمله : زوجيّت ، ملكيّت ، ماهيّت و . . .
- اعتبارات شرعيّه از جمله : ايجاب ، تحريم ، استحباب و . . .
فى المثل : - با اجراى صيغه بيع ، ملكيت انشاء مىشود ، با اجراى عقد ازدواج ، زوجيّت انشاء