اگر بگوئيم : يك معناى غير حدثى و غير اشتقاقى ، مىپرسند چگونه مىشود معانى حدثى و اشتقاقى نوع اين جنس غير حدثى و غير اشتقاقى باشد ؟
و لذا : در جامع جنسى نمىشود و نوع متضاد از اين جهت كه يك نوعش معناى حدثى و اشتقاقى باشد ، و يك نوعش معناى غير حدثى و غير اشتقاقى .
زيرا : اگر خود جامع اشتقاقى باشد ، نوعش نمىتواند غير اشتقاقى باشد و چنانچه خود جامع غير اشتقاقى باشد ، نوعش نمىتواند اشتقاقى باشد .
حال : اين قدر جامع ، ميان معناى اشتقاقى و حدثى ( طلب ) و معناى غير اشتقاقى و جامد ( شىء ) وجود ندارد و حال آنكه چيزى كه بعنوان مشترك معنوى مطرح است بايد يك جامعيّت ذاتى نسبت به انواع و مصاديق و افراد خود شىء داشته باشد .
* * *
تلخيص المطالب
1 - از نظر مرحوم آخوند ( ره ) ، كلمهء ( امر ) ، عرفا و لغة داراى دو معناست :
- يكى ( طلب ) كه يك معناى اشتقاقى و حدثى است ، آنهم فى الجملة و يكى ( شىء ) كه يك معناى غير اشتقاقى است .
نكته :
اينكه جناب آخوند ، كلمهء ( شىء ) را بدون قيد آورده بدين معناست كه :
كلمهء ( امر ) يكى از الفاظ عامّه است و وسعت و شمول آن به اندازهء وسعت و شمول كلمهء ( شىء ) است .
يعنى : هركجا كه كلمهء شىء اطلاق شود ، كلمهء امر نيز در آنجا قابل اطلاق است .
امّا :
به نظر ما ، وسعت و قلمرو و استعمال كلمهء ( امر ) در خارج به اندازهء وسعت و قلمرو ( شىء ) نيست و بهتر مىبود كه ايشان قيد فى الجملة را بدنبال ( شىء ) نيز مىآورد . فى المثل :
ما نمىتوانيم در عبارت ( ) ، كلمهء ( امر ) را بجاى كلمهء ( شىء ) استعمال كنيم ، چرا كه مأنوس با ذهن نمىباشد .
2 - صاحب فصول ( ره ) نيز در دو معنا بودن براى لفظ ( امر ) ، موافق با جناب آخوند است لكن